1 با دشمنان مدرا
فاتبع معاويه سياسة المداراة و المهادنة
« معاويه سياست سازش پيش گرفت . »
معاويه به هر شكلى بود بر تخت فرمانروائى بلاد اسلامى تكيه زد . با كشته شدن امام اميرالمؤمنين عليه السلام ، و متاركهء امام مجتبى عليه السلام ، موانع بزرگ سلطه و نفوذ او از پيش راهش برداشته شده بودند . اما مسئلهء ديگرى در برابر معاويه خودنمائى مىكرد كه لازم بود هر چه زودتر ، براى حل مشكل آن ، طرحى تازه پياده كند . سرزمينهاى اسلامى از حملات ناجوانمردانه و شبيخونها و غارتهاى يورشگران شامى كه تحت فرمان او بسيج مىشدند ، به لرزه درآمده بود ، و قلبها در سينهها چون ديگى مىجوشيد ، و از كينه و حقد آكنده بود كه معاويه هزاران مسلمان را در صفين و پس از آن ، به نام خونخواهى عثمان به خاك و خون كشيده و خانوادههاى فراوان را ، داغدار پدران و برادران و فرزندان خود ساخته بود .
در چنين شرايطى ، معاويه سياست تازهاى پيش گرفت كه در اين جمله خلاصه مىشد : « ملايمت و بردبارى و مدارا حتى با دشمنان » ؛ زيرا اين خطر هر لحظه به چشم مىخورد كه مردم سرزمينهاى وسيع مسلمان نشين عراق و حجاز ، به يك شورش