على زير بار شرط اخير نرفت و روش شيخين را نپذيرفت « 1 » . در نتيجه عبدالرحمن و بعد از او ديگر سران شوراى 6 نفرى روز شنبه اول محرم سال 24 هجرى و پس از سه روز از دفن عمر ، با عثمان بخلافت بيعت كردند زيرا عثمان هر سه شرط عبدالرحمن را پذيرفته بود .
عثمان بخلافت نشست و مدت 12 سال حكومت راند .
هامش
( 1 ) عمر در بستر مرگ شش نفر از سران صحابه را بخلافت بعد از خود نامزد مىكند و قرار مىگذارد كه اينان ظرف مدت سه روز يك تن را از بين خود بخلافت انتخاب كنند . به اين ترتيب كه اگر اكثريت به شخصى رأى داد و بقيه مخالفت كردند ، بقيه را بايد گردن بزنند ! ! و اگر سه نفر با يكى ، و سه نفر ديگر با شخص ديگرى موافقت داشتند ، كانديداى آن دسته برنده است كه عبدالرحمنبن عوف در آن است ! !
ديدم كه عبدالرحمن پس از مرگ عمر خود را كنار كشيد مشروط بر اينكه هر كس را كه او بخلافت بر دارد ديگران هم قبول كنند .
عبدالرحمن به خوبى على را مىشناخت و به طرز تفكر و احاطهاش به مقررات و قوانين اسلام آگاهى داشت و مىدانست كه على هرگز دستورات خدا و پيامبرش را فداى انجام خواستههاى مشتى مردم خودخواه و جاهطلب نخواهد كرد و براى چند روز حكومت و در دست گرفتن قدرت ، زحمات بيست و سه ساله رسول خدا را بر باد نخواهد داد ، و روى همين اصل زير بار روش ابوبكر و عمر نخواهد رفت . بلكه عمر نيز اين را مىدانست و از كجا معلوم كه او اين دستور را به عبدالرحمن نداده باشد .
با توجه به اين مطب ، و بطوريكه از مسير تاريخ بر مىآيد و رد پاهائى كه در آن به چشم مىخورد ، و زد و بندهاى سياسى سران قوم در پشت درهاى بسته آن ايام ، مىبينيم كه عبدالرحمن به يك باره دست على را در دست مىگيرد و مىگويد : با تو به كتاب خدا و سنت پيغمبر و روش شيخين بيعت مىكنم ! ! :
و اين على است كه دين خود را به دنياى آنان نمىفروشد ، و با علم باينكه با عدم قبول روش شيخين ، شانس خلافت را از دست مىدهد ، بلافاصله در جواب مىگويد :
كتاب خدا و سنت پيغمبر را مىپذيرم ، اما روش شيخين را نه ، من به روش خود عمل مىكنم . عبدالرحمن اگر پيشنهاد خود را به ديگر سران شورا ميداد بدون شك همهء آنها قبول مىكردند . ولى مىبينيم كه پس از على ، شرط خود را با عثمان ، يعنى داماد خودش در ميان مىگذارد ، و عثمان نيز بدون كمترين درنگى آن را قبول مىكند .
راستى مگر روش شيخين چه بود كه عبدالرحمن بر آن تأكيد داشت و على آن را رد كرد ؟ ؟
( سردارنيا )