خلافت عمر به دنيا آمد و در سال 110 هجرى در بصره وفات كرد . بسيار فصيح و بليغ بود . در نزد مردم و هيئت حاكمه پر هيبت و در نزد پيروان مكتب خلفا در بصره ، امام و پيشوا به شمار مىرفت . « 1 »
عقيده و ديدگاه او
از رواياتى كه در شرح حال وى در طبقات ابن سعد آمده ، دانسته مىشود كه او « قَدَرى مسلك » بوده و درباره آن بحث و مناظره مىكرده و سپس از آن بازگشته است . او خروج و قيام بر عليه حكومت ظالمى همچون حجاج را روا نمىدانست .
ارزش روايات او
در ميزان الاعتدال در شرح حالش آمده است : « حسن بسيار فريبكار بود . وى هر گاه در نقل حديثى مىگفت : از فلان روايت مىكنم ، اين نسبت دادن ضعيف و نادرست است ، چرا كه وى نيازمند اين گونه سندسازى بوده ، به ويژه از كسانى كه گفته شده ، حسن از آنها چيزى نشنيده ، مانند ابوهريره و امثال او . بدين خاطر ، احاديثى را كه از ابوهريره روايت كرده ، در رديف احاديث منقطع برشمردهاند ، و خدا داناتر
است . » « 2 »
حسن بصرى چون خود را نيازمند بيان اين گونه سخنان مىديده ، براى آنها سندسازى كرده و گفته است اين مطلب را از فلان كس روايت مىكنم ، و آن را به صورت حديث درآورده است . بويژه آنگاه كه از ابوهريره و امثال او روايت كرده ، در حالى كه هيچ يك از آنان را نديده است .
همچنين در طبقات ابن سعد با سند خود از على بن زيد روايت كند كه گويد : « من خود حديثى را كه براى حسن گفته بودم ديدم كه براى ديگران روايت مىكند . به او گفتم : اى ابا سعيد ! چه كسى اين حديث را براى شما روايت كرده ؟ گفت : نمىدانم ! گويد : گفتم : من آن را براى تو روايت كردم . »
نيز روايت شده كه به حسن گفتند : اين فتواهايى كه در امور مختلف صادر مىكنى از احاديثى است كه شنيدهاى يا رأى و ديدگاه خودت را مىگويى ؟ گفت : « نه به خدا ، هر چه فتوا مىدهم مبناى نقلى ندارد ، ولى رأى و نظر ما براى آنها بهتر از رأى و ديد
هامش
( 1 ) . وفيات الاعيان ، ابن خلكان ، ج 1 ، ص 354 ، چاپ اول ؛ طبقات ابن سعد ، ج 7 ، بخش اول ، ص 120 ، چاپ اروپا .
( 2 ) . ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 527 ، شماره رديف : 1968 .