الْحَياةِ الدُّنْيا . . . ؛
« 1 »
بگو چه كسى زينتهاى خدا و روزيهاى طيب و پاكيزهاى را كه براى بندگانش بيرون آورده ، حرام كرده است ؟ بگو : آنها براى كسانى است كه ايمان آوردند ، در زندگانى دنيا . . . .
ب ) ديدگاه و ارزش روايات او
در اعتقاد « قَدَرى مسلك » و در نقل روايت « ضعيف » بود . « 2 »
از شعبه روايت كردهاند كه گويد : « اگر راهزنى كنم نزد من بهتر است تا از وى روايت نمايم . » و گويد : « اگر زنا نمايم بيشتر دوست دارم تا از او روايت كنم . »
درباره « احاديث » او گفتهاند : « حديثاش منكر و ناشناخته است . حديث او متروك و رها شده است ، حديث او نوشته نمىشود ! »
ابو حاتم گويد : « واعظى گريان بود و از انس بسيار روايت مىكرد ، رواياتى كه جاى نظر و تأمل دارد . حديث وى ضعيف است . »
در تهذيب التهذيب است كه ابن حبان گويد : « وى از بهترين بندگان خدا در شبزندهدارى و گريه بود ، ولى از حفظ و ضبط درستِ حديث به خاطر اشتغال به عبادت ، غفلت كرد ، به گونهاى كه سخن حسن را وارونه كرده و آن را به روايت انس از رسول خدا صلىاللهعليهوآله تبديل مىكرد ، بدين خاطر ، نقل روايت از او روا نيست ، مگر براى اظهار شگفتى ! » يزيد بن ابان رقاشى پيش از سال 120 هجرى وفات كرد . « 3 »
نقد و بررسى متون روايات گذشته
نخست : روايت وهب بن منبّه
فشرده روايت وهب اين بود كه ، داود روزى را براى عبادت برگزيد و با خود خلوت كرد و به خواندن تورات پرداخت . كبوترى طلايين ، نمودار شد و روبرويش نشست . خواست آن را بگيرد ، پر زد و اندكى دور تر نشست . پيوسته تعقيباش كرد تا از بالا همسر اوريا همسايهاش را ديد كه در حال شستشوى خويش است . از زيبايى و جمالش
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 32 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد ، ج 7 ، قسمت دوم ، ص 13 ، چاپ اروپا .
( 3 ) . تهذيب التهذيب ، ج 11 ، ص 309 - 311 .