اين روايت در سنن ابن ماجه چنين است :
انس بن مالك گويد : هنگامى كه ابراهيم پسر رسول خدا صلىاللهعليهوآله جان سپرد ، پيامبر صلىاللهعليهوآله به حاضران فرمود : « او را در كفنهايش نپوشانيد تا [ براى آخرين بار ] ديدارش كنم . » سپس بر بالينش آمده بر روى او خم شد و گريست . « 1 »
در سنن ترمذى آمده است :
جابربن عبداللّه گويد : پيامبر صلىاللهعليهوآله دست عبدالرحمان بن عوف را گرفت و با وى بر بالين پسرش ابراهيم آمد و او را كه در حال جان سپردن بود در برگرفت و بر دامن نهاد و گريستن آغازيد . عبدالرحمان بن عوف گفت : آيا گريه مىكنى ؟ مگر شما نبودى كه از گريه كردن باز مىداشتى ؟ فرمود : « نه ، من از فغان و فرياد دو گروه احمق و سفيه گناهكار باز داشتم : آنان كه هنگام مصيبت چهره مىخراشند و گريبان مىدرند و نالههاى شيطانى سر مىدهند . » « 2 »
3 . گريه پيامبر صلى الله عليه وآله بر نوه خويش
در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، سنن ابىداود و سنن نسائى روايت كنند : دختر پيامبر صلىالله عليهوآله براى آن حضرت پيام داد : نزد ما بيا كه ، پسرى از من جانسپار است . پيامبر برخاست و همراه با سعد بن عباده و مردانى از اصحاب خويش به ديدار آنها آمدند . كودك را كه در حال نفس زدن و جان دادن بود نزد آن حضرت آوردند . سرشك ديدگان پيامبر صلىالله عليهوآله به جوشش آمد . سعد گفت : اى رسول خدا ! چه مىبينم ؟ فرمود : « اين رحمت و عطوفتى است كه خداوند در دلهاى بندگانش قرار داده است ، و خداوند تنها
بندگان رحيم و مهربان خود را مورد رحمت و بخشايش قرار مىدهد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 473 ، كتاب الجنائز .
( 2 ) . سنن ترمذى ، ج 4 ، ص 226 ، كتاب الجنائز ، باب الرخصة فى البكاء على الميت . اين حديث نزد علماى حديثشناس مكتب خلفا حديثى حسن است .
( 3 ) . صحيح بخارى ، كتاب الجنائز ، باب قول النبى صلى الله عليه وآله : « يعذب الميت ببعض بكاء اهله عليه . » كتاب المرضى ، باب عبادة الصبيان ، ج 4 ، ص 3 و 191 ؛ كتاب التوحيد ، باب ان رحمة اللّه قريب من المحسنين ؛ صحيح مسلم ، كتاب الجنائز ، باب البكاء على الميت ، ج 2 ، ص 636 ، حديث 11 ؛ سنن ابىداود ، كتاب الجنائز ، باب البكاء على الميت ، ج 3 ، ص 193 ، حديث 3125 ؛ سنن النسائى ، ج 4 ، ص 22 ، كتاب الجنائز ، باب الأمر بالاحتساب و الصبر ؛ مسند احمد ، ج 5 ، ص 204 ، 206 و 207 .