اگر گفته شود ، آنچه شما آورديد با آنچه در تفسير منسوب به قمى آمده ، معارض است . فشرده روايت تفسير منسوب به قمى چنين است : « داود در محرابش نماز مىگزارد كه پرندهاى فرارويش قرار گرفت و چون برخاست تا آن را بگيرد ، پرنده پر زد و بر ديوار ميان داود و اوريا نشست - داود او را پى فرمانى فرستاده بود - داود از ديوار بالا رفت تا آن را بگيرد كه ديد زنى نشسته خود را مىشويد . زن كه او را ديد موهايش را پراكند و بدنش را با آنها پوشانيد . داود شيفته او شد و به محراب خويش بازگشت و به فرماندهاش نوشت به كجا و كجا حركت كند و « تابوت » را بين خود و دشمن قرار دهد و اوريا را پيشاروى تابوت فرستد . او چنين كرد و وى كشته شد و . . . » « 1 »
مىگوييم : « راوى اين روايت ، روايات متعدد وارد در تفسير آيات در مكتب خلفا را گردهم آورده ، و از پندار خود نيز چيزى بر آن افزوده ، سپس آن را از قول امام صادق عليه السلام روايت كرده است .
ما متن اين روايت را - بدون اشاره به سند آن - مورد بررسى قرار داده و مىگوييم : درباره داستان اورياى مذكور ، خبر ويژهاى از امام صادق عليه السلام رسيده كه وقتى راوى از او مىپرسد :
نظر شما در آنچه مردم درباره داود و همسر اوريا مىگويند چيست ؟
امام مىفرمايد : « اين چيزى است كه عامه ساختهاند . » « 2 »
امام صادق عليه السلام در اين حديث با صراحت مىفرمايد : منشأ سخن مردم درباره داود و بيوه اوريا ، « عامه » يعنى پيروان مكتب خلفا هستند .
پس ، اين سخن يقينا از سوى آنها به كتب حديثى مكتب اهل بيت عليهمالسلام سرايت كرده است ، و ما اين گونه روايات را « روايات منتقلة » ناميدهايم ، يعنى رواياتى كه از مكتب خلفا به مكتب اهل بيت منتقل
شده است . « 3 »
و اگر مصدر و ريشه اين روايت را در كتابهاى تاريخ و تفسير مكتب خلفا بجوييم ، درمىيابيم كه ، راويان اين روايت آن را از رسول خدا صلىاللهعليهوآله روايت نكردهاند ، و نگفتهاند كه
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 14 ، ص 20 - 23 ، به نقل از تفسير قمى . و التتمة فى كتاب الاسرائيليات و اثرها فى كتب التفسير ، ص 233 ، چاپ اول ، بيروت .
( 2 ) . بحار ، ج 14 ، ص 200 .
( 3 ) . به بحث « روايات منتقلة » در كتاب ما ، القران الكريم و روايات المدرستين ، ج 2 مراجعه نماييد .