توضيح : مقصود از لفظ مستعار ، نام مشبّهبه است كه عاريه مىگيريم و بر مشبّهبه كار مىبريم ؛ مثلا واژهء « ماه » را از آن كرهء مخصوص عاريه مىكنيم و بر شخص زيبا به كار مىبريم و مىگوييم : « ماه سخن گفت » .
« أو اسما مبهما » : اسم مبهم يعنى ضمائر ، اسماء اشاره و موصولات .
« نامت همومى عنّى » در اين مثال « نامت » استعارهء تبعيّه تصريحيه است . نخست « زوال » ( زايل شدن ) به « نوم » ( خفتن ) تشبيه شده است . و پس از آن « زالت » به « نامت » تشبيه شده است و « نامت » كه مشبّهبه است بر « زالت » اطلاق گرديده است . اين مثال براى فعل بود .
و نحو « صه » الموضوع للسّكوت عن الكلام و المستعمل مجازا فى ترك الفعل .
و مانند « صه » كه براى [ فرمان به ] سخن نگفتن وضع شده است و مجازا براى [ فرمان به ] ترك كار استعمال مىشود . خلاصه اگر به جاى « اترك » گفتيم « صه » استعارهء « صه » چون اسم فعل است استعارهء تبعيّه تصريحيّه مىشود .
و نحو : الجندىّ قاتل اللّص بمعنى ضاربه ضربا شديدا .
و مانند : « الجنّدىّ قاتل اللّص » سرباز كشندهء دزد است . يعنى او را شديدا زده است .
در اين مثال ابتدا « ضرب » به « قتل » تشبيه شده است و پس از آن « ضارب » به « قاتل » و اسم مشبّهبه بر مشبّهبه كار رفته است . ( اين مثال براى اسم مشتق است )
و نحو : هذا الموضوعة للاشارة الحسّيّة و المستعملة مجازا فى الاشارة العقلية ؛ نحو : هذا رأى حسن .
و مانند « هذا » كه اسم اشاره است به عنوان استعارهء تبعيّهء تصريحيّه به كار رفته است بدينسان كه نخست معقول مطلق به محسوس مطلق تشبيه شده است چون هردو قابل تميز است .
سپس معقول جزئى به محسوس جزئى تشبيه شده است . آنگاه « هذا » كه براى محسوس جزئى وضع شده است براى معقول جزئى استعاره آورده شده .
و نحو قوله تعالى :
« وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْلِ »
« 1 »
شما را بر تنههاى درخت خرما به دار مىآويزم .
« فى » در اين آيهء شريفه استعارهء تبعيّهء تصريحيه است . تبيين آن در آيندهء نزديك مىآيد .
هامش
( 1 ) - طه ، 1