تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
و : «
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ
» : « هيچ چيز همانند او نيست » « 1 » آيا او محمد نبوده است ؟ راوى گفت : « چرا » فرمود : « پس چگونه ممكن است مردى در جمع مردم آيد و به آنها خبر دهد كه از سوى خدا آمده و آنان را به فرمان خدا به سوى او دعوت كند و بگويد : «
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ . . .
» سپس بگويد : « من او را با چشم خود ديدم ، و به او احاطه علمى پيدا كردم ، و او به شكل بشر است . » آيا شرم نمىكنيد ؟ ! زنديقان دين ستيز نتوانستند چنين نسبتى را به او بدهند كه چيزى را از سوى خدا بياورد و سپس بر خلاف آن را بگويد ! » راوى گفت : « خداوند خود فرموده : «
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى
» : « او را ديگر بار هم بديد » « 2 » امام ( ع ) فرمود : « آيت ديگر روشن مىكند كه چه ديده است . آنجا كه فرموده : «
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
» : « دل آنچه را كه ديده بود دروغ نشمرد » « 3 » «
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
» : « او پاره‌اى از آيات بزرگ پروردگارش را ديد » « 4 » و آيات خداى عزّوجلّ غير خداوند است . و خداوند خود فرموده : «
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
» : « علم آنها او را در برنگيرد » « 5 » و اگر ديده‌ها او را ببينند كه احاطه علمى به او پيدا كرده‌اند و او را در برگرفته و شناخت و معرفت حاصل شده است . » راوى گفت : « شما اين روايات را تكذيب مىكنيد ؟ » امام ( ع ) فرمود : « هرگاه اين روايات مخالف قرآن باشد ، آنها را تكذيب مىكنم . . . » « 6 » * * *
هامش
( 1 ) - شورى / 11 . ( 2 ) - نجم / 13 . ( 3 ) - نجم / 11 . ( 4 ) - نجم / 18 . ( 5 ) - طه / 110 . ( 6 ) - توحيد صدوق ص 111 - 112 كه ما فشرده آن را آورديم . بحار مجلسى ج 3 ص 31 حديث 14 و اصول كافى ، كتاب التوحيد باب ابطال الرؤيةِ حديث 2 .