لعمرى لقد بايعتم ذا حفيظة * على الدين معروف العفاف موفقا
علياً وصىّ المصطفى و ابنعمّه * و اول من صلّى اخاالدين و التقى
« به جانم سوگند با كسى بيعت كرديد كه پاسدار دين
و شهره عفاف و بسى پيروزمند است .
على را مىگويم ، « وصىّ » مصطفى و پسر عم او ،
و نخستين كسى كه نماز گزارد ، همزاد دين و تقوى » . « 1 »
2 - در جنگ جمل : « 2 »
ابنابىالحديد گويد : ابوالهيثمبن تيّهان كه « بدر » ى بود گويد :
قل للزبير و قل لطلحة انّنا * نحن الذين شعارنا الانصار
نحن الذين رأت قريش فعلنا * يوم القليب اولئك الكفّار
كنّا شعار نبيّنا و دثاره * يفديه منّا الروح و الأبصار
انّ الوصىّ امامنا و وليّنا * برح الخفاء و باحت الأسرار
« به زبير بگو و به طلحه نيز ، كه ما ،
كسانى هستيم كه شعار انصار سر مىدهيم
همانانيم كه قريش ما را آزموده و ديده است
كه درجنگ بدر با آن كفار چه كرديم !
ما پوشش زير و روى و چتر حمايت پيامبرمان بوديم ،
و جسم و جان و ديده ما فداى او مىشد .
همانا امام ما و ولىّ ما « وصى » پيامبر است ،
و اكنون پردهها بر كنار و اسرار آشكار شد . »
و عمربن حارثه انصارى درباره « محمدبن حنفيه » گويد :
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ص 47 ، و فتوح ابناعثم ، چاپ حيدرآباد 1288 ه - ج 2 ص 277 .
( 2 ) - همان ، ج 1 ص 47 - 49 ، و فتوح ابناعثم ، ج 2 ص 307 .