تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

بيعت عمومى :

فرداى روزى كه در سقيفه با ابوبكر بيعت شد ، او بر فراز منبر نشست و عمر برخاست و پيش از ابوبكر به سخن پرداخت و حمد و ثناى خدا به جاى آورد . . . و يادآور شد كه سخن ديروزش نه از كتاب خدا و نه دستورى از رسول اللّه بوده است . بلكه او چنان مىپنداشته كه پيامبر خود كارشان را سامان مىدهد و او آخرين آنها خواهد بود [ كه از دنيا مىرود ] . سپس گفت : « خداوند كتابش را در بين شما باقى گذارده است . همان كتابى كه پيامبرش را با آن هدايت فرمود . پس ، اگر به او چنگ زده شود خداوند شما را نيز به مانند او هدايت خواهد كرد . و خداوند كار شما را بر دوش بهترينتان قرار داد : صاحب رسول اللّه ( ص ) و دومين نفر حاضر در غار ! پس ، برخيزيد و با او بيعت كنيد . » و مردم در بيعتى عام - پس از بيعت سقيفه - با ابوبكر بيعت كردند . و در صحيح بخارى گويد : « گروهى از آنها پيش از آن در سقيفه بنىساعده با او بيعت كرده بودند ، ولى بيعت عمومى ابوبكر بر فراز منبر بود . » و أنس‌بن مالك گفته است : « شنيدم كه عمر در آن روز به ابوبكر مىگفت : « بر فراز منبر برو ، و پيوسته آن را تكرار مىكرد تا او به منبر رفت و مردم همگى با وى بيعت كردند . » . سپس ابوبكر به سخن پرداخت و حمد و ثناى خدا به جاى آورد و گفت : « اما بعد ، اى مردم ! من در حالى سرپرست شما شدم كه بهترينتان نيستم . پس ، اگر خوب عمل كردم ياريم نمائيد و اگر بد عمل كردم استوارم كنيد . . . و تا آنجا كه خدا و رسولش را پيروى مىكنم ، پيرويم نمائيد و اگر خدا و رسولش را نافرمانى كردم ، حق پيروى شدن را ندارم . برخيزيد و آماده نمازتان شويد كه خدايتان رحمت كند » . « 1 »
هامش
( 1 ) - سيره ابن‌هشام ، ج 4 ص 340 . تاريخ طبرى ، ج 3 ص 203 و چاپ اروپا ، ج 1 ص 1829 . عيون الاخبار ابن‌قتيبه ، ج 2 ص 234 . الرياض النضرة ، ج 1 ص 167 . تاريخ ابن كثير ، ج 5 ص 248 . تاريخ الخلفاء سيوحى ، ص 47 . كنز العمال ، ج 3 ص 129 حديث 2253 . السيرة الحلبيية ، ج 3 ص 397 . بخارى در صحيح ج 4 ص 165 نيز با اندكى اختلاف خطبه عمر را از قول انس روايت كرده است . و از كسانى كه فقط خطبه ابوبكر را روايت كرده‌اند ابوبكر جوهرى است كه ابن‌ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ص 134 از كتاب سقيفه او روايت كرده است و نيز ، صفوة الصفوه ، ج 1 ص 98 .