زمان رسول خدا ( ص ) شايع و مشهور بوده است .
ابوذر گويد : « ما منافقان را نمىشناختيم مگر آنگاه كه خدا و رسول را تكذيب كرده و از نمازهاى واجب سرپيچى و با على بن ابيطالب دشمن بودند . » « 7 »
ابوسعيد خدرى گويد : « ما - گروه انصار - در زمان رسول خدا ( ص ) منافقان را با بغض و كينهاى كه نسبت به على بن ابيطالب داشتند مىشناختيم » . « 8 »
عبد اللّه بن عباس گويد : « ما در زمان رسول خدا ( ص ) منافقان را به دشمنيشان با على بن ابى طالب مىشناختيم » « 9 »
و جابر بن عبد اللّه انصارى گويد : « ما منافقان را جز به دشمنى با على بن
هامش
( 5 ) - أنس بن مالك انصارى ، روايت شده كه 10 سال خادم رسول خداص بوده است . دستانش را تا آرنج به خاطر سفيدى - شبه پيسى - با پماد ويژهاى پوشش مىداد و اين بخاطر دعاى امام على ( ع ) بر عليه او بود كه حديث غدير را كتمان كرد و امام از خدا خواست تا سفيدى خاصى را بر او بزند كه با عمامه پوشانده نگردد . خلاصه اين داستان در « اعلاق النفيسه » ص 132 و مشروح آن در شرح نهج البلاغه [ ابنابىالحديد ] ج 4 ص 388 موجود است . او بعد از سال 90 هجرى در بصره وفات كرد . صاحبان صحاح 2286 حديث از او روايت كردهاند . شرح حالش در اسد الغابه ، تقريب التهذيب و جوامع السيره آمده است . روايت او درباره منافقان در كنز العمال ج 7 ص 140 چاپ اول موجود است .
( 6 ) - ابونجيد ، عمرانبن حصين خزاعى ، در فتح خيبر اسلام آورد و با پيامبرص همراه شد . در كوفه قضاوت و در بصره در سال 52 هجرى وفات كرد . صاحبان صحاح 180 حديث از او روايت كردهاند . روايت او درباره منافقان در كنز العمال ج 7 ص 140 و شرح حال او در تقريب التهذيب و جوامع السيره آمده است .
( 7 ) - مستدرك صحيحين ج 3 ص 129 و كنز العمال ج 15 ص 91 .
( 8 ) - ابوسعيد مالكبن سنان خزرجى خدرى ، در جنگ خندق و پس از آن شركت كرد و در سال 63 يا 64 يا 65 يا 74 در مدينه وفات نمود . صاحبان صحاح 1170 حديث از او روايت كردهاند . شرح حالش در اسد الغابه ، تقريب التهذيب و جوامع السيره آمده است . حديث او درباره منافقان در صحيح ترمذى ج 13 ص 167 و حلية الاولياء ابونعيم ج 6 ص 284 موجود است .
( 9 ) - تاريخ بغداد ج 3 ص 153 .