2 . عهد اردشير
تصور محققان دوران معاصر بر اين است كه از بلاذرى فقط دو كتاب به جاى مانده ، يكى فتوح البلدان و ديگرى انساب الاشراف ، و دو كتاب ديگر وى يعنى فتوح البلدان بزرگ و عهد اردشير از ميان رفته است . لكن به نظر مترجم كتاب عهد اردشير به جاى مانده ، منتهى نه به طور مستقل و جداگانه ، بلكه به نقل نسلهاى بعدى نويسندگان و انديشمندان .
يكى از پژوهندگان دوران معاصر به نام احسان عباس متن عهد اردشير را به صورتى كه در نسخهء خطى كتاب ديگرى موسوم به الغره نقل شده استخراج كرده و به طبع رسانيده است و مقدمهيى جالب بر آن نوشته كه ما را در جادهء صحيح يافتن منشأ كتاب قرار مىدهد ، نهايت اينكه اين پژوهندهء معاصر راه را تا نقطهيى طى كرده و همان نقطه را پايان كار و بسنده شمرده است .
مترجم كتاب حاضر با نقل كوتاه شدهء نوشتههاى وى خواهد كوشيد مطلب را به سرچشمهء اصلى پيوند دهد و كامل كند .
احسان عباس مىنويسد نص عهد اردشير را در نسخهء خطى كتاب الغره ديده است كه در اين نسخه نام مؤلف ذكر نشده است .
سپس از كتاب ديگرى سخن مىگويد به نام المنصف تأليف ابن وكيع كه در اين كتاب مؤلف مطلبى را ذكر كرده و افزوده است كه اين مطلب را در كتاب جد خود وكيع قاضى به نام الغره ديده است .
از طرفى صفدى در زندگى نامهء خود موسوم به الوافى بالوفيات شرح احوال وكيع قاضى را آورده و از جمله تصنيفات وى الغره را ذكر نكرده بلكه به جاى آن الغرر آورده است . استاد عباس مىنويسد كه واژهء الغرر تصحيف همان كلمهء الغره است و كتاب