عنوان ناحيهيى در بنگال معرفى شده بود « 1 » . با توجه به اينكه بلاذرى تبار ايرانى داشته تصور انتساب او به بلاذر بنگال بعيد مىنمود ، و لذا اين يافته به كارى نيامد .
دومين منبع ، تاريخ معروف الكامل نوشتهء ابن اثير مورخ گرانقدر قرن هفتم هجرى است كه ذيل وقايع سال 201 هجرى تحت عنوان « ذكر فتح جبال طبرستان و الديلم » مىنويسد : « در اين سال عبد الله بن خردادبه والى طبرستان بلاذر و شيزر را كه از بلاد ديلماند ، فتح كرد . » چنان كه در بخش ديگر خواهيم ديد بلاذرى به يك دودمان ايرانى تعلق داشته و همان گونه كه ياقوت به درستى فهميده است جد او جابر را نيز بلاذرى مىگفتهاند و به احتمال قريب به يقين هم او ( جابر ) از بلاذر ديلم بوده است .
يك نكته را نيز بايد ذكر كنيم و آن اين است كه اگر كسى بنا به جهتى به دو شهر مختلف قابل انتساب بود هر دو عنوان براى او ذكر مىشده است و در اين ميان غالبا نام شهر محل تولد مقدم مىآمده است ، چنان كه ابن عساكر نويسندهء ما را بغدادى بلاذرى ناميده و سمعانى بلاذرى سوم را طوسى بلاذرى خوانده است و ياقوت در معجم الادباء ، ابو عبيد قاسم بن سلام را هروى ازدى ذكر كرده است .
افسانهء نوشيدن شربت بلاذر چگونه پديد آمده است ؟
اگر تحليل و استدلال مترجم اين كتاب دربارهء مفهوم لقب بلاذرى
هامش
( 1 ) -. EHiin Kroiier Nneckin CioBapb , geraeopb ( C . IIetepgyprg , 1891 )