تقويت حافظهء خود افتد و دوم اينكه بلاذرى در اواخر عمر مرد كهنسالى بوده و نيروى بدنى چندانى نداشته است تا نياز باشد او را به قيد بكشند « 1 » .
لكن محقق مذكور نيز - مانند ديگران - در پى پاسخ به يك سؤال مقدر و منطقى بر نيامده است و آن اينكه اگر داستان مورد بحث نادرست است ، پس سبب ناميدن نويسندهء فتوح البلدان به لقب بلاذرى چيست ؟
مترجم كتاب حاضر در بررسى خود توانسته است پاسخ اين پرسش را بيابد . پاسخى كه شايد بتواند به افسانهء نوشيدن شربت بلاذر و جنون بلاذرى پايان دهد . براى سهولت كار دلايل خود را تحت دو عنوان بيان مىدارد :
بلاذرى سوم
در سطور پيشين ديديم كه ياقوت با استدلال بر نوشتهء جهشيارى وجود بلاذرى دومى را كشف نمود ، و اكنون ما سومين بلاذرى را معرفى مىكنيم ، با اين تفاوت كه بلاذرى اول و دوم با يك ديگر منسوب بودند لكن بلاذرى سوم نسبتى با آن دو تن ندارد .
اين شخص سوم ابو محمد احمد بن محمد بن ابراهيم بن هاشم طوسى بلاذرى نام داشته و از حافظان قرآن و علماى حديث و
هامش
( 1 ) . هيچ يك از اين دو استدلال قوت كافى ندارد ، زيرا ضعف حافظه معمولا در پيرى دست مىدهد و بايد به فكر درمان آن افتاد . بستن كسى در تيمارستان نيز ممكن است نه به خاطر نيروى بدنى و جلوگيرى از ايذاء ديگران باشد بلكه احتمال دارد به منظور ممانعت از آسيب رساندن به خود صورت گيرد .