گوسفندانشان گرسنه و بىشير بودند . ( 1 ) دو سال طى شد و محمد را از شير گرفتم . بسيار زيبا و خوش صورت گشت و هيچ يك از كودكان هم سن و سال وى همتايش نبودند . او را نزد آمنه برديم و چون وجودش در ميان ما سبب خير و بركت بود ؛ اصرار داشتم كه دوباره نزد ما بماند .
با مادرش صحبت كردم و گفتم : فرزندت را تا وقتى نيرومند و تناور مىشود از ما مگير ؛ تا از بيمارى « و با » در مكه مصون باشد . چون پافشارى نموديم ، او را با ما بازگرداند . « 1 »
پيامبر تا چهار پنج سالگى در ميان بنى سعد ماندگار شد تا ماجراى « شقّ صدر » « 2 » رخ داد .
مسلم از انس روايت مىكند كه جبرئيل نزد پيامبر آمد او در آن هنگام با بچههاى هم سن و سالش بازى مىكرد . او را بر زمين خوابانيد و سينهاش را باز كرد و قلبش را بيرون كشيد و چيزى مانند خون بسته در آورد و به دور انداخت ، سپس قلبش را در طشتى زرين با آب زمزم شستشو و دوباره در سينهاش قرار داد . كودكان پيش دايهاش دويدند و گفتند : محمد كشته شد .
وقتى آمدند ، ديدند كه رنگش پريده است . « 3 »
( 2 )
محمد در كنار مادر مهربانش
حليمه پس از اين واقعه ترسيد و او را پيش آمنه برد . پيامبر تا شش سالگى در آغوش پرمهر مادر زيست . « 4 »
آمنه به ياد شوهر از دست رفتهاش ، عبد اللّه افتاد و خواست به زيارتش برود . بار سفر بر بست و همراه پسرش ، محمد - صلّى اللّه عليه و سلّم - و ام ايمن كنيزش ، از مكه تا مدينه
هامش
( 1 ) - ابن هشام / 1 / 164 - 162 .
( 2 ) - يعنى ، منور گردانيدن دل و درون به هدايت ، ايمان و حكمت ، سعهء صدر ، پاكى از هر گونه گناه و معصيت ، رفعت مقام و منزلت پيامبر در هر دو جهان ، آمادگى براى مناجات حق و دعوت خلق و زدودن جهل و نادانى . ترديد محققان اسلامى و خاورشناسان دربارهء شق صدر بيشتر از آن جهت است كه زندگانى پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - مملو از حوادثى است كه نمونهء كمال انسانى را در آن مىتوان ديد و براى اثبات رسالتش مانند ساير پيامبران به انجام كارهاى خارق عادت احتياجى نداشته است . مورخان مسلمان ، اين نظريه را تأييد مىكنند و هر روايتى را كه موافق صريح قرآن نباشد ، مردود مىدانند . پس بايد بيشتر انديشيد و به پژوهشى همه جانبه دست يازيد . ( اقتباس از كتاب حياة محمد )
( 3 ) - صحيح مسلم / باب اسرا / 1 / 92 .
( 4 ) - تلقيح فهوم اهل الاثر / ص 7 ، ابن هشام / 1 / 168 .