وضع پيشين بازگردد ؛ قطعا به خداوند زيانى نمىرساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش مىدهد . ]
ابن عباس مىگويد : مثل اين كه مردم تا آن لحظه نمىدانستند كه اين آيه نازل شده است .
وقتى ابو بكر آن را تلاوت نمود ، هر كس مىشنيد ، مىآموخت و آن را زمزمه مىكرد .
ابن مسيّب مىگويد : از عمر شنيدم كه مىگفت : به خدا قسم ، وقتى اين آيه را از ابو بكر شنيدم به هوش آمدم كه حق است و از دهشت بىحركت گشتم و پاهايم مرا تحمل نكرد و بر روى خاك افتادم و فهميدم كه پيامبر از دنيا كوچ كرده است . « 1 »
( 1 )
توديع مسلمانان از پيامبر و خاكسپارىاش
پيش از آن كه مراسم غسل و خاك سپارى انجام شود ، در « سقيفهء بنى ساعده » ميان مهاجران و انصار بر سر جانشينى گفتگو و اختلاف نظرهايى روى داد كه سرانجام بر جانشينى ابو بكر - رضى اللّه عنه - اتفاق نظر كردند . « 2 » از ظهر دو شنبه تا شب سه شنبه مسلمانان به اين امر پرداختند و هنوز پيكر پاك پيامبر كفن و دفن نشده بود و در همان اتاق ، با پارچهء يمنى پوشيده و اطرافيان در اتاق را بسته بودند تا روز سه شنبه ، بى آن كه جامه را از تنش در آورند ؛ عباس ، على ، فضل و قثم پسران عباس ، شقران بردهء آزادشدهء پيامبر ، اسامه پسر زيد و اوس خولى ، آن حضرت را غسل دادند . عباس و پسرانش پيكرش را اين طرف و آن طرف مىكردند ، اسامه و شقران آب مىريختند ، على غسلش مىداد و اوس خولى سر حضرت را به سينهاش چسبانده بود .
[ پس از سه بار شستن با آب و سدر و آب چاه غرس ] پيكرش را در سه پارچهء سفيد بافت سحول يمن - بدون پيراهن و عمامه - از جنس پنبه كفن كردند .
( 2 ) در مورد محل دفنش اختلاف نظر كردند تا اين كه ابو بكر گفت : من از پيامبر شنيدهام كه
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى .
( 2 ) - بىگمان ، اگر خليفه زودتر تعيين نمىشد و يكى دو روز اين امر حياتى به تأخير مىافتاد ، سرنوشت لشكر اسامه مجهول مىماند و دشمن خارجى هم به هدف مىرسيد . . . مفصّلش را بخوان .