پرچم را با بازويش برگرفت و تا كشته شد آن را نگهداشت . گويند : يكى از دشمنان رومى ، ضربهاى بر پيكرش وارد آورد و او را دونيم كرد . به پاداش دستهايش ، خداوند در بهشت دو بال به او عطا كرد تا به هر جا كه بخواهد پرواز كند . به اين سبب به « جعفر طيّار » و « جعفر ذى جناحين » مشهور گشت .
( 1 ) بخارى از نافع نقل مىكند كه ابن عمر - رضى اللّه عنه - گفت : روزى كه جعفر كشته شد ؛ « 1 » به بالينش رفتم و پنجاه زخم تير و نيزه را بر پيكرش مشاهده نمودم كه هيچ يك از آنها به پشت او اصابت نكرده بود . « 2 » در روايت ديگر از ابن عمر آمده كه : در آن نبرد با مسلمانان بودم و به جستجوى جسد جعفر پرداختم . او را در ميان كشتهشدگان يافتم كه حدود نود و چند زخم شمشير و تير در بدن داشت . « 3 » عمرى از نافع زياده روايت مىكند كه : تمام زخمهاى بدن جعفر در قسمت جلوى پيكرش بود . « 4 »
پس از آن همه رشادت ، جعفر - رضى اللّه عنه - كشته شد و عبد اللّه پسر رواحه ، پرچم را در دست گرفت و سواره پيش افتاد و به حديث نفس پرداخت [ و از نفس مىخواست فرود آيد ] و پس از مكثى كوتاه ، دورى زد و گفت :
« اى نفس ! سوگند خوردهام كه بايد - خواه ناخواه - سر فرود آرى و آمادهء پيكار شوى و به ميدان جهاد پا نهى .
اكنون كه مردم سر و صدا ساز كرده و آماده جنگ شدهاند ؛ چيست كه تو را نسبت به بهشت بىميل مىبينم ؟ ! » « 5 »
( 2 ) پس از اين گفتگو از اسب فرود آمد . يكى از پسر عموهايش مقدارى گوشت برايش آورد و گفت : خود را با خوردن اين گوشت تقويت كن ؛ زيرا در اين روزها مشقت زياد تحمل
هامش
( 1 ) - سى و سه سال داشت . ( ابن هشام )
( 2 ) - بخارى .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - فتح البارى . ظاهر اين دو روايت در شمار زخمها يكى نيستند . اما جمع ميان آن دو چنين است كه :
روايت اخير ، زخم تير و شمشير را با هم آورده است .
( 5 ) -أقسمت يا نفس ! لتنزلنّه * كارهة او لتطاوعنّهإن اجلب الناس و شدّوا الرّنّه * مالى اراك تكرهين الجنّة