ديوانهوار گرم پيكار بود . ( 1 ) پيامبر گفت : به كمك برادرتان طلحه بشتابيد . بهشت ، پاداش اوست .
[ پيامبر را مشاهده كردم كه : ] دو حلقه از حلقههاى كلاه زرهىاش در گونههايش فرو رفته بود ؛ به طرف او رفتم كه آنها را در آورم . ابو عبيده گفت : تو را قسم مىدهم ، بگذار براى من ، ابو عبيده يكى را با دهان آرام آرام تكان داد و بيرون كشيد و يكى از دندانهاى خودش نيز از ريشه كنده شد . خواستم ، دومى را من در آورم ، دوباره مرا سوگند داد كه دست بردارم و خود به شيوهء اولى ، حلقهء دومى را بيرون كشيد و همراه حلقه ، دندان ديگرش از جا در آمد ، سپس پيامبر بار ديگر گفت : به كمك برادرتان طلحه بشتابيد . بهشت ، پاداش اوست نزد طلحه رفتيم و او را مداوا كرديم . بيشتر از ده تير به او اصابت كرده بود . « 1 »
اين سخن پيامبر نور و هدايت ، نهايت شايستگى ، كفايت و لياقت طلحه را - در دفاع و تيراندازى - ثابت مىكند .
در آن لحظات تلخ ، مردان بزرگوارى مانند : ابو دجانه ، مصعب پسر عمير ، على بن ابى طالب ، سهل پسر حنيف ، مالك پسر سنان ، پدر ابو سعيد خدرى ، ام عماره نسيبه دختر كعب مازنى ، قتاده پسر نعمان ، عمر بن خطاب ، حاطب پسر ابى بلتعه و ابو طلحه « 2 » در آن لحظات تلخ به دور پيامبر جمع شدند .
( 2 )
فشار آوردن مشركان
به همان اندازه كه هر آن بر تعداد مشركان مىافزود ، حملاتشان نيز شدّت مىگرفت و بر مسلمانان تنگ مىگرفتند . پيامبر در گودالى از گودالها كه ابو عامر فاسق براى آزار مسلمانان حفر كرده بود ، افتاد و پوست زانويش كنده شد . على - ع - دستش را گرفت و طلحه پسر
هامش
سلامت را بازيافت . در خندق و ساير نبردها شركت كرد . تاجر پيشه بود و با عراق ارتباط داشت . زندگى خاندان نيازمند بنى تيم را تأمين كرد و وام آنان را مىپرداخت . در جنگ جمل كشته و در بصره به خاك سپرده شد . 38 حديث روايت كرده است . ( اعلام زركلى ، جلد 3 ، ص 331 )
( 1 ) - زاد المعاد .
( 2 ) - شايد ، « ابو محمد طلحه » بوده كه محمد از قلم افتاده باشد ؛ يا اين كه به « ابو طلحه » هم مشهور بوده است . . . ( م ) .