در جاى خود باقى ماندند و هم چون مار در سوراخها خزيدند و خود را پنهان كردند .
پيامبر براى مدتى كوتاه در داخل مدينه آسوده خاطر گشت تا براى چيزهاى مهمترى كه در خارج مدينه پيش آيد ، آماده شود و بسيارى از رنجها و خستگىهاى داخلى مسلمانان نيز كه از آن مىهراسيدند و مردم آن را احساس مىكردند ؛ سبكتر شد .
( 1 )
غزوهء بحران
در ماه ربيع الآخر سال سوم هجرى ، سيصد مرد رزمنده به رهبرى پيامبر - ص - به منظور گشت زنى مهم جنگى راهى سرزمين بحران - معدن و مركز حجاز در ناحيهء فرع « 1 » - گرديدند .
پيامبر - سلام اللّه عليه - ماههاى ربيع الآخر و جمادى الاول همان سال در آنجا اقامت نمود و سپس - بى آن كه نبردى روى دهد - به مدينه بازگشت .
( 2 )
سريهء زيد پسر حارثه
اين ، آخرين و موفقترين گشتزنى رزمى است كه مسلمانان در ماه جمادى الآخر سال سوم ه . و پيش از احد انجام دادند .
تفصيلش چنين است كه قريش پس از نبرد بدر ، آشفته خاطر و نگران بودند و تابستان هم از راه رسيده و موسم كوچ كردن به شام است و اندوه ديگرى افزون گشته .
( 3 ) صفوان پسر اميه - همان كسى كه قريش ، امسال او را براى مديريّت كاروان شام برگزيده بودند - مىگويد : محمد و دوستانش كار تجارت را بر ما تلخ و ناگوار مىگردانند و ما نمىدانيم با پيروانش چگونه برخورد كنيم ؛ چون آنان - ابدا - ساحل دريا را ترك نمىكنند ؟ و مردم ساحل نيز با آنان از در صلح و صفا در آمده با هم دوست هستند . پس نمىدانيم كجا برويم و چگونه سفر كنيم ؟ حال اگر در خانههايمان بمانيم ، تمام دارايى خود را خواهيم خورد
هامش
( 1 ) - الفرع بضمتين : قرية من ناحية المدينه و يقال : هى اول قرية مارت اسماعيل و امّه التمر بمكة . ( ابن هشام ، ج 2 ، ص 43 ) [ فرع روستايى است در ناحيهء مدينه . گويند : اولين روستايى بوده كه خرما را براى اسماعيل و مادرش تهيه مىكردند . ]