( 1 )
شش نسيم خوشبو از اهل يثرب
در سال يازده بعثت - ماه ژوئيه سال 620 م . هنگام مراسم حج ، دعوت فراگير اسلام بذر نيكوكارى را به سرعت به درخت تنومند تبديل كرد و مسلمانان در سايهء گسترده و با طراوت آن از آتش سوزان و باد ناملايم ستم و طغيان سالهاى طولانى ، پناه گرفتند .
از روش حكيمانهء پيامبر - صلى اللّه عليه و سلّم - در برابر اذيت و آزار و تكذيب و جلوگيرى مردم مكه از رفتن به سوى دين خدا ، اين بود كه شبانه نزد قبايل مختلف مىرفت تا دشمن باخبر و مانع كارش نشوند . « 1 »
شبى با ابو بكر و على از خانه بيرون رفت و از كنار منازل ذهل و شيبان پسر ثعلبه گذشت و با آنان در مورد اسلام گفتگو كرد . ميان ابو بكر و مردى از طايفهء ذهل سؤال و جوابهاى زيبايى مبادله شد . طايفهء بنى شيبان هر چند در پذيرش درنگ كردند ؛ اما اميدوارانهترين پاسخ را دادند . « 2 »
( 2 ) پيامبر بر عقبهء منى گذر مىكرد ؛ صداى مردانى شنيد كه با هم به گفتگو نشسته بودند . پيش آنان رفت كه شش نفر از جوانان شهر يثرب از طايفهء خزرج بودند :
1 - اسعد پسر زراره از بنى نجار
2 - عوف پسر حارث پسر رفاعه ، پسر عفرا از بنى نجار
3 - رافع پسر مالك پسر عجلان از بنى زريق
4 - قطبه پسر عامر پسر حديده از بنى سلمه
5 - عقبه پسر عامر پسر نابى از بنى حرام پسر كعل
6 - جابر پسر عبد اللّه پسر رئاب از بنى عبيد پسر غنم .
( 3 ) از خوشبختى اهل مدينه اين بود كه : از همپيمانانشان ، يهود مدينه مىشنيدند كه پيامبرى از پيامبران به اين زودى برگزيده مىشود و ما از او فرمان مىبريم و شما را مانند قوم عاد و ارم ، قتل عام مىكنيم . « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ اسلام .
( 2 ) - مختصر سيرهء رسول .
( 3 ) - زاد المعاد ، ابن هشام .