آيتيوس
[ Aetius ]
( پايان قرن پنجم ) پزشكى بود كه در قسطنطينيّه طبابت مىكرد . از زندگى او هيچ نمىدانيم ، حتى زمان فعاليت وى معلوم نيست ؛ تنها از اين كه در آثار خود از كوريل اسكندرانى
[ Cyril ]
متوفى در 444 ميلادى و پتروس آرخياتر
[ Petrus Archuater ]
طبيب ثئودوريك شاه گتهاى شرقى نام برده است ، معلوم مىشود كه در اواخر قرن پنجم مىزيسته است . وى سريانى و از مردم آمد بود .
مجموعهء طبّى در شانزده كتاب نوشت كه اكنون آنها را به چهار دسته تقسيم مىكنند . در نوشتههاى او چيزهاى ابتكارى فراوان نيست ، ولى محتويات آنها را خوب انتخاب كرده است . نخستين پزشك يونانى است كه به سحر و تعويذ توجّه فراوان داشته است .
پل آيگينايى محتملا در اواخر قرن هفتم مىزيسته است . از حيات او چيزى نمىدانيم . سوييداس وى را مؤلّف چند كتاب طبّى مىداند . از اين كتابها تنها يكى بر جاى مانده است به نام « هفت كتاب پزشكى » .
اين كتاب توسط حنين بن اسحاق ترجمه شده و در ميان اعراب شهرت فراوان داشت ؛ مخصوصا از لحاظ فن قابلگى بيشتر به آن رجوع مىكردند و به همين جهت وى را « القوابل » لقب داده بودند « 1 » .
اهرن يا هارون
[ Aaron ]
كاهن و پزشك اسكندرانى نيز يكى ديگر از كسانى است كه اطلاعى از زندگى وى در دست نيست . وى مؤلّف مجموعهيى است كه مىگويند توسط شخصى به نام گوسيوس
[ Gosius ]
به سريانى ترجمه شده بود . اين گوسيوس را با گوسيوس پتايوس
[ G . petaeus ]
كه در روزگار امپراطور زنو
[ Zeno ]
( 491 - 474 ) مىزيسته يكى شمردهاند .
نويسندهء متأخرّتر سريانى ، ابن العبرى
[ Bar Hebraeus ]
نوشته است كه هارون سى كتاب تأليف كرده بود كه سرجيوس رأسعينى آنها را ترجمه كرد و دو كتاب از خود بر آنها افزود ، ولى شتاينشنايدر
[ Steinschneider ]
بر آنست كه اين ملحقات تأليف مترجم عربى كتاب است كه يهودى ايرانى بوده و ماسرجويه
[ Mesirgoyah ]
نام داشته است . كتابهاى هارون در ميان اعراب رواج كامل داشته ، و طب عربى سخت از آن متأثّر شده است « 2 » .
در ميان ايرانيان نيز معدود افرادى بودند كه كتب خود را به زبان يونانى مىنوشتند تا هم تفاخر علمى نمايند و هم انتقال علوم به عالم غير اسلام بود . شايد مؤلف اين كتاب نيز از جملهء همين افراد بوده ؛ چه همچنان كه از نام وى در مقدّمهء كتاب برمىآيد ، ظاهرا ايرانى مسلمان بوده كه كتابى در طبّ به يونانى نوشته است ، و بعد از وى توسط زكرياى رازى - هرچند جاى ترديد هست - به فارسى ترجمه شده است .
رازى از ديدگاه اروپاييان
دكتر زيگريد هونكه ، در كتاب ارزشمند فرهنگ اسلام در اروپا دربارهء رازى مىنويسد :
هامش
( 1 ) . به گفتهء جورج سارتن ( مدخل ، ج 1 ، ص 479 ) رسالهء قابلگى پل مفقود شده و اين كه مؤلف كتاب لقب « القوابل » [ - ماماها ] را براى حنين آورده است با تركيب زبان عربى سازگار نيست . القوابل به اين صورت نمىتواند نام شخص باشد ، شايد نام كتابى بوده است .
( 2 ) . انتقال علوم يونانى به عالم اسلام ، دليسى اوليرى ، ترجمهء احمد آرام ، ج 2 ، تهران ، جاويدان ، 1356 ، صص 58 - 55 .