مقدّمه مصحّحين
طب يونانى
تاريخ پزشكى يونانى با نام أبقراط ( هيپوكراتس ) از مردم كوس شروع مىشود ، كه به سال 257 ق . م .
( و به روايتى 370 ق . م . ) از دنيا رفت و كتاب كلمات قصار يا فصول
[ Aphorismoi ]
او پيوسته كتاب راهنماى كسانى بوده است كه حرفهء طبابت داشتهاند . اين مجموعه از جملهء نخستين آثار طبّى است كه توسّط حنين بن اسحاق كه زبان يونانى مىدانست ، به زبان عربى ترجمه شد . ترجمهء ديگر سريانى نيز از اين كتاب در دست است كه نام مترجم آن و نيز تاريخ ترجمه معلوم نيست ، و به سال 1903 م . در لايپزيگ توسط پونيون انتشار يافت .
در دورهء متأخّر مدرسهء اسكندريّه ، نوشتههاى طبّى گالن ( جالينوس )
[ Galen ]
( متوفى در 200 ميلادى ) بسيار معتبر بود ، و منتخبى از رسالههاى وى به عنوان متن برنامهء درسى تدريس مىشد . اين برنامه در حمص و جنديشاپور نيز به كار مىرفت ، و ترجمهء سريانى آن مورد استفادهء دانشجويان سريانى زبان بود . بسيارى از آن ترجمههاى سريانى توسط سر جيوس رأس عينى صورت گرفته و پس از وى توسط حنين بن اسحاق و ياران او در دار الحكمه بغداد تنقيح شده يا ترجمههاى جديدى از اين فرهنگستان جاى آنها را گرفته است . اين ترجمههاى سريانى بر ترجمههاى عربى مقدّم بود ، و پس از پيدا شدن ترجمهء عربى تا مدتى هر دو ترجمهء سريانى و عربى بموازات يكديگر به كار مىرفت . خود جالينوس در رم طبابت مىكرد ، ولى در ازمير و كورنت و اسكندريّه درس خوانده بود .
مؤلفان مهم ديگر در طب يونانى عبارتند از :
اوريباسيوس
[ Oribasius ]
( متولد حوالى 325 ميلادى ) از دوستان امپراطور يوليانوس بود ، و اين امپراطور در بيان عدم رضايتى كه از مسيحيّت داشت و كوششى كه براى احياى بتپرستى قديم مىكرد ، او را محرم اسرار خود مىدانست . نامهيى كه امپراطور در اين باره به او نوشته ( يوليانوس ،
Xvii , Epist
) محتملا مربوط به سال 358 ميلادى است . در حملهء به سرزمين گل همراه آن امپراطور بود ، و در لشكر كشى بد عاقبت وى به ايران نيز حضور داشت و هنگام مرگ وى در آن سرزمين به سال 363 در كنار او بود . پس از بازگشت از ايران املاك او را والنتينيانوس و والنس مصادره كردند ، و سبب اين مصادره به خوبى دانسته نيست . سپس وى را به « سرزمين وحشيان » تبعيد كردند ، ولى اين تبعيد چندان طولانى نشد ، و در 369 به پايان رسيد . از تأليفات طبّى او سه كتاب برجاى مانده ، كه يكى از آنها « موجز »
[ Synopsis ]
است مشتمل بر هشت كتاب كه آن را به پسر خود ائوستاثيوس اهدا كرده بود .
اين كتاب را حنين بن اسحاق به عربى ترجمه كرد ، و على عبّاس [ - على بن عباس مجوسى ] از آن با خبر بود . پل آيگينايى
[ paul of Aegina ]
فقراتى از آن نقل كرده است .