تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خواص الأشياء ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
و پوست آن بتراشند و پاره‌پاره كنند ، مثل انگشت كوچك و چوب اندرون آن بيندازند و در آب عسل بجوشانند تا پخته شود . ديگر باره عسل در رويش كنند و بجوشانند تا قوام گيرد ؛ و تمام مربّيات بعد از چهل روز مستعمل بود .

سيب مربّا :

جهت معده و دل به غايت مفيد بود ؛ صنعت آن : سيب اصفهانى از پوست و دانه پاك كنند و در يك من قند و سه من آب بجوشانند تا به قوام آيد .

به مربّا :

قوّت اين زياده از سيب بود ؛ صنعت اين چون صنعت آن ، امّا در يك من قند و چهار من آب بپزند تا پخته شود .

امرود مربّا :

جهت معده به غايت نيكو بود ؛ صنعت آن ، چون صنعت به باشد .

آلوچه مربّا :

حرارت بنشاند و طبيعت نرم كند و تشنگى و صفرا كم كند ؛ صنعت آن : آلوچهء اصفهانى يا بخارايى اوّل بخوسانند و بعد از آن قند بخوسانند تا به قوام آيد .

خرماى هندى مربّا :

محروران را نافع بود و تب زايل كند ؛ صنعت آن : تمر هندى تازه بىچوب ، اگر پيدا نباشد بهتر باشد زمانى در گلاب خوسانند و با قند بجوشانند . بايد كه خيلى بجوشانند تا تلخ نشود .

قرع مربّا :

سينه را به غايت سودمند بود و شش را و مثانه را كه در وى صلابتى باشد سود دهد ؛ صنعت آن : كدوى تازه بستاند و پوست از وى بخراشد و پاره‌پاره كند و يك روز در آب و آهك اندازند و بشويند و در شربت عسل اندازند و بجوشاند تا پخته شود .

خيار كدو مربّا :

دفع حرارت بكند و تشنگى كم كند ؛ صنعت آن : پوست هندوانه از سبزى پاك كنند و سه شبانه‌روز در آب و آهك خوسانند و يك شبانه‌روز ديگر در آب نمك خوسانند و سه شبانه‌روز در آب شيرين خوسانند . بعد از آن در شربت عسل بجوشانند زمانى و فرو گيرند و يك روز رها كنند و روز ديگر در عسل اندازند و بجوشانند تا قوام گيرد .

وج مربا :

قولنج و مصروع و مفلوج را نيكو بود ؛ صنعت آن : وج تركى فربه سه شبانه‌روز بجوشانند و بيرون آورند و در شربت عسل بجوشانند .

گردكان مربّا :

جهت معده و گردهء سرد را نافع بود و باه را زياده كند ؛ صنعت آن : گردكان تازه كه هنوز صلب نشده باشد ، پوست از وى باز كنند و در ديگ سنگين [ آب كنند ] « 1 » ، چندان كه بپوشد و بجوشانند تا قوام گيرد و فرو گيرند و بعد از چهل روز ديگر استعمال كنند .
هامش
( 1 ) . به قياس افزوده شد .