( 299 ) . بسا جرعهء صبر كه با . . . .
صبر ، گياهى است دارويى كه در هندوستان و شمال آفريقا مىرويد ، و از اين گياه شيرابهاى زرد رنگ به دست مىآيد كه كاربرد دارويى دارد و بسيار تلخ است . اين واژه در زبان عرب در بسيارى موارد به صورت ايهام به كار مىرود .
ناصر خسرو مىگويد :
بدين تلخى كه كرد اين صبر اينسان * چنين شيرين كه كرد اين شاخ شكّر ؟
و در ويس و رامين چنين آمده است :
اگرچه بيدلان را صبر كردن * بسى مشكلتر است از صبر خوردن
لغتنامهء دهخدا ، ج 9 ، ص 13097 .
( 300 ) . فإن قيل لى صبرا فلا صبر للذى . . . .
اين دو بيت در ديگر آثار ثعالبى به نام ابو القاسم بن ابى العلاء اصفهانى آمده است .
اللطائف ، ص 86 ؛ لباب الآداب ، ج 2 ، ص 118 ؛ يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 325 ؛ خاصّ الخاص ، ص 217 ؛ يواقيت ،
B
40 .
( 301 ) . الحلم حجاب للآفات .
حلم و بردبارى ، سپر بلاها و آفتهاست .
اللطائف ، ص 87 ؛ التمثيل و المحاضرة ، ص 413 ؛ يواقيت ، ص
B
41 .
( 302 ) . بعضى علما گفتهاند : حلم بزرگتر است از . . . .
خداوند در قرآن كريم پانزده بار خود را به حلم وصف كرده است : سورهء بقره آيهء 225 ، 235 ، 263 ؛ آل عمران آيهء 155 ؛ نساء آيهء 22 ؛ مائده آيهء 101 ؛ توبه آيهء 114 ؛ هود آيهء 75 ، 87 ؛ حج آيهء 59 ؛ صافات آيهء 101 ؛ تغابن آيهء 17 ، اسراء آيهء 44 ؛ احزاب آيهء 51 ؛ فاطر آيهء 41 .
( 303 ) . حسب الحليم . . . .
براى اهل حلم و بردبارى همين بسنده است كه مردم طرفدار آن هستند .
التمثيل و المحاضرة ، ص 413 ؛ اللطائف ، ص 87 ؛ يواقيت ،
A
41 .
( 304 ) . من لم يصبر . . . .
هركس كه طاقت شنيدن يك كلمهء درشت را نداشته باشد ، پرخاشگريهاى زيادى خواهد شنيد .
الإعجاز و الإيجاز ، ص 46 ؛ اللطائف ، ص 87 ؛ يواقيت ،
B
41 .