تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحسين و تقبيح ثعالبى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧

عط مدح سوگند

مردى دعوى كرد بر داوود بن علىّ اصفهانى به مالى بسيار در مجلس اسماعيل بن اسحاق القاضى ، پس داوود منكر شد . قاضى سوگند داد ، داوود سوگند خورد بر برائت ذمّت او . قاضى داوود را گفت : يا با سليمان ! تو با اين محل تو از علم ، در اين مجلس سوگند خورى ؟ داوود گفت : آرى ، كه سوگند راست ثنا است بر خداى تعالى و من آن كردم كه خدا فرموده است و رسول او فرموده است . قاضى گفت : چون است اين سخن ؟ داوود گفت : قوله تعالى لنبيّه - عليه السّلام :
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ
، و قوله تعالى :
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ
، و قوله تعالى :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ
. پس قاضى گفت : برخيز كه هيچ‌كس را نمىبينم كه تو را غالب شود و تو را قطع كند . و ابو حنيفه - رحمة الله عليه - گفتى : إذا ابتليت بالسّلطان /
b
92 / فمزّق إيمانك باليمين ، و رقّعه بالاستغفار فإنّ اللّه تعالى يقول :
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
يعنى : چون از سلطان به تو بلايى خواهد رسيدن ايمان خود را به سوگند دريده كن ، و به استغفار آن را پاره درانداز ، و اصلاح كن كه خداى تعالى فرمود كه : خدا شما را مؤاخذت نكند به لغو در سوگند ، و لكن به آن مؤاخذت كند كه دلهاى شما كسب كرده باشد .