لز مدح زيارت
فى الحديث : من زار أخا و عاد مريضا ، ناداه مناد من السّماء أن طبت و طاب ممساك و تبوّأت من الجنّة منزلا : هركه به زيارت دوستى رود به سبب رضاى خدا ، يا به پرسش بيمارى رود ، هاتفى از آسمان به او آواز كند كه خوش بادى و خوش باد شبانگاه تو و جايت بهشت باد .
و گفتهاند : يك ميل برو و بيمارى را بازپرس - و ميل ثلث فرسنگ باشد - و دو ميل برو و ميان دو تن صلح كن ، و سه ميل برو و برادر مسلمان را زيارت كن ، به سبب رضاى خداى تعالى .
و يكى از اشراف به زيارت يحيى بن معاذ رازى آمد ، يحيى گفت : إن زرتنا فبفضلك ، و إن زرناك فلفضلك ، فلك الفضل علينا زائرا و مزورا : اگر زيارت كنى ما را به سبب فضل تو است و اگر ما به زيارت /
a
47 / تو آييم ، موجب ، فضل تو است . پس تو را بر ما فضل است خواه زيارتكننده و خواه زيارتكرده .
و گفتهاند : زيارة الصّديق تترك الغمّ منطردا و الأنس مطّردا : زيارت دوست كردن بگذارد غم را رانده ، و استيناس را روانه .