و حكيمى ، پادشاهى را گفت : لا تمكّن النّاس من كثرة رؤيتهم لك ، فإنّ أجرأ النّاس على الأسد /
a
46 / أكثرهم له رؤية ؛ تمكين مده مردم را كه تو را بسيار ببينند كه دليرتر مردم بر شير آن كس باشد كه شير را بيشتر بيند .
و ديگرى گفت : كثرة الإذن مجلبة للابتذال و أبّهة الملوك فى الاحتجاب ؛ بسيارى دستورى دادن به دخول بر سادات موجب ارتفاع حرمت باشد ، و عظمت ملوك در حجاب است .
و يكى از اكابر ، منصور بن نوح پادشاه خراسان را به تعريض مىگفت : در معنى آنكه او راه مردم بسيار مىداد كه او را مىديدند . لو كان اللّه سبحانه ظاهرا للعيون غير محجوب عن العبيد لما عبد . 395
و ابن المعتزّ اين معنى لطيف گفته است :
شعر
كما يخلق الثّوب الجديد ابتذاله * كذا يخلق المرء العيون اللّوامح 396
چنان كه كهنه كند جامهء نو را همه روز پوشيدن ، همچنين خلق كند مرد را چشمهاى نگرنده .
ذمّ حجاب
خوشتر معنى در اين معنى قول شاعر است .
شعر
ليس الحجاب من آلة الأشراف * إنّ الحجاب مجانب الانصاف
و لقلّ من يأتى فيحجب مرّة * فيعود ثانية بقلب صاف
پرده از ساز و آلت شريفان نيست . بدرستى حجاب از انصاف دور است . كم باشد كسى كه بيايد به در سراى بزرگى و او را راه ندهند و دوم بار بيايد /
b
46 / و دل او صافى باشد .