حكومت ميكرد ؛ آشوب ، كشتار ، چپاول ، يغماگرى روش عادى و روزانهء آنها را تشكيل ميداد .
در اين هنگام بود كه معجزهاى رخ داد . معجزهاى ، كه مسير انسانيت را نشان داد ؛ معجزهاى كه روش و سير تاريخ را دگرگون ساخت .
يك حادثهء تاريخى ، بوقوع پيوست - كه چون بمبى در دنيا صدا كرد . يك سروصداى شورانگيزى ، در جهان پديدار گشت كه مقدمهء يك انقلاب اساسى و جهش همهگانى بسوى تكامل و تمدن بود :
در آن صحراى ظلمانى و در آن دنياى تاريك ناگهان ، نورى درخشيد كه پرتو آن صحنهء گيتى را فراگرفت . دستى از آستين عدالت بدرآمد كه ما فوق دستهاى مردم آن روز ، و جهان آينده بود . دستى ، توانا ، نيرومند ، كه به مبدأ اعلى پيوسته بود .
آئين جهانداريى آورد ، كه نظام سياسى و اجتماعى آن ، كاملترين نظامهاى مترقى بود ، كه انديشهء هيچ انسانى ، بدان راه نيافته بود ، و نخواهد يافت .
تمام رژيمهاى كهنه و فرسودهء ضد انسانى را غيرقانونى اعلام كرد : آن دست ، دست خدا بود ، كه از آستين محمد ( ص ) بيرون شد .
« محمد ص » پيامبرى بود برحق ، رهبرى بود دلسوز ، فرمانروائى دادگر ، پيشوائى روحانى ، فرماندهى شايسته ، سربازى دلير ، آموزگارى پركار ، شهسوارى با نشاط ، و مردى بود الهى ؛ كه در محيط فاسد آن روز ، بزرگ گشته : رنجها ديده ، تلخيها چشيده ، ستمها كشيده محروميتها مشاهده كرده است . به جزئيات زندگى آلوده و فاسد و روشهاى درندهگى و حيوانى اجتماع كاملا واقف بود .
وى ، بر خلاف رهبران سياسى بود - كه در چهارچوبهء قوانينى خشك نشوونما نموده ، نحوهاى تربيت ميشدهاند ، كه از برخورد باطبقات
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٢