عبارت ، « لا إله الّا اللّه » مسند اليه و « ينجو قائلها من النّار » مسند است . و اينگونه به تأويل مفرد مىرود : « توحيد الاله ، نجاة من النّار » يعنى : يكتا دانستن خداوند ، رهايى يافتن از آتش است .
3 - يا مسند اليه حكما كلمه است و مسند ، حقيقتا . مانند : « تسمع بالمعيدى خير من ان تراه » در اين مثال ، « تسمع بالمعيدى » مسند اليه و حكما كلمه است و « خير » مسند و حقيقتا كلمه است . يعنى شنيدن نام « معيدى » بهتر از ديدن اوست . « 1 »
4 - يا به عكس است يعنى : مسند اليه ، كلمهء حقيقى است و مسند حكما كلمه است . مثل « الأمير قرب قدومه » كه به معنى « الامير قريب قدومه » : آمدن شاه نزديك است . « 2 »
و يسمّى المسند و المسند اليه ركنى الجملة .
و كلّ ما عداهما يعتبر قيدا زائدا عليهما كما سبق الكلام عليه و ينحصر علم المعانى فى ثمانية ابواب و خاتمة .
مسند و مسند اليه دو ركن جمله ، ناميده مىشود و هرچه غير از اين دو است ، همانگونه كه قبلا گفته شد ، قيد زائد ، لحاظ مىگردد .
دانش معانى در هشت باب و يك بحث پايانى تدوين شده است .
هامش
( 1 ) . معيدى منسوبست به « معيد » و آن ، نام پدر قبيلهاى است .
ضرب المثل « تسمع بالمعيدى خير من ان تراه » را اولينبار ، منذر بن ماء السماء درباره منقذ بن ضمرهء معيدى گفته است چون منقذ زشترو ولى شهرتمند بوده است . نگاه كنيد به راهنماى دانشوران ، ج 3 ، ص 184 .
( 2 ) . مثال سوم ، اين گونه تأويل مىشود : « سماعك بالمعيدى خير »
و مثال دوم بدين شكل : « عدم شريك للمولى نجاة من النار » .
و مثال چهارم بدين شيوه « الامير قريب قدومه » .