و مواضع المسند ثمانية
1 - خبر مبتداء . نحو : « قادر » من قولك : « اللّه قادر »
2 - و الفعل التّام . نحو . « حضر » من قولك : « حضر الأمير »
3 - و اسم الفعل . نحو : « هيهات » و « وى » « 1 » و « آمين »
4 - و المبتداء الوصف المستغنى عن الخبر بمرفوعه . نحو : « عارف » من قولك :
اعارف اخوك قدر الإنصاف .
5 - و أخبار النّواسخ . ( كان و نظائرها و انّ و نظائرها )
6 - و المفعول الثانى لظنّ و اخواتها .
7 - و المفعول الثالث لارى و اخواتها .
8 - و المصدر النّائب عن فعل الأمر . نحو : « سعيا فى الخير » .
مسند ، هشت موضع دارد :
1 - خبر مبتدا ، مانند واژه « قادر » در سخن تو « اللّه قادر » كه « قادر » خبر و مسند است .
2 - فعل تام ، مثل « حضر » در گفته تو « حضر الامير » در اين مثال ، « حضر » فعل تام و مسند است . ( فعل تام ، به فعلى مىگويند كه هم بر انجام يافتن كارى يا حادثهاى دلالت كند و هم بر زمان خاصى بر خلاف فعل ناقص كه تنها بر زمان ويژه دلالت مىكند . )
3 - اسم فاعل ، مانند « هيهات » ، « وى » و « امين » كه اين سه ، مسند قرار مىگيرد .
4 - صفتى كه مبتدا واقع شود و به وسيله اسمى كه رفع داده از خبر ، بىنياز گردد . همچو « عارف » در گفتار تو « اعارف اخوك قدر الانصاف » يعنى آيا برادرت اندازه انصاف را مىداند ؟ در اين سخن ، « عارف » صفتى است كه « اخوك » را رفع داده و از اينرو با وجود « اخوك » از خبر ، بىنياز شده است . بنابراين ، « عارف » با اينكه مبتدا است مسند قرار گرفته .
5 - خبرهاى نواسخ ، چون خبر كان و مانندهايش و خبر انّ و مانندهايش .
توضيح : فعلها و حروف ويژهاى در ادبيات عرب هست كه چون بر سر مبتدا و خبر درآيد آنها را از مبتدا و خبر بودن نسخ مىكند . مانند : « كان زيد عالما » در اين مثال ، « كان » فعل ناقص و از افعال نواسخ است و بر جمله « زيد عالم »
هامش
( 1 ) . « وى » به معنى « اعجب » است . در قرآن كريم آمده :« وَيْكَأَنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ »( قصص ، 82 )