« مخالفت با قياس » و « ناگوار بودن براى گوش » چيست ؟
5 - ما هى فصاحة الكلام و بما تتحقق ؟
فصاحت سخن چيست و با چه چيزهايى تحقق مىيابد ؟
6 - ما هو تنافر الكلمات و ما موجبه و الى كم يتنوّع ؟
تنافر كلمات چيست و چه انگيزهاى دارد و چند گونه است ؟
7 - ما هو ضعف التأليف ؟ ما هو التعقيد ؟ و الى كم ينقسم ؟
« ضعف تأليف » چگونه است ؟ « تعقيد » چيست و چند قسم دارد ؟
8 - ما هو كثرة التكرار ؟ ما هو تتابع الاضافات ؟ ما هى فصاحة المتكلم ؟
« كثرت تكرار » « تتابع اضافات » و « فصاحت متكلم » چيست ؟
البلاغة
البلاغة فى اللغة الوصول و الانتهاء يقال : بلغ فلان مراده إذا وصل اليه و بلغ الركب المدينة اذا انتهى اليها و مبلغ الشىء منتهاه و بلغ الرّجل بلاغة فهو بليغ اذا احسن التعبير عمّا فى نفسه « 1 » .
هامش
( 1 ) . بلاغت اين است كه : معنى بايسته ، و فاخر ، واضح و با عبارتى صحيح و فصيح ادا گردد . بازتابى دلربا در جان بگذارد و هرسخن با جايى كه در آنجا ايراد مىگردد و با كسانى كه مورد خطاب قرار مىگيرند ، متناسب باشد .
« بلاغت » از قول عرب ، گرفته شده كه مىگويند : « بلغت الغاية » هنگامى كه به غايت برسى . و مىگويند : « بلغتها غيرى » يعنى : غير خودم را به غايت رساندم . و مبالغهء در چيزى ، رسيدن به پايان آن چيز است . بنابراين ، بر بلاغت ، نام بلاغت نهادهاند . چون اين بلاغت ، معنا را به قلب شنونده مىرساند و به او مىفهماند و به معاش روزانه « بلغه » مىگويند زيرا تو آن را به دست مىآورى و آن تو را به بالاتر از خود مىرساند و آن ، بلاغ نيز هست .
و به دنيا « بلاغ » مىگويند چون دنيا تو را به آخرت مىرساند . و بلاغ به معنى تبليغ هم مىآيد ؛ چون :« هذا بَلاغٌ لِلنَّاسِ »( ابراهيم / 52 ) .
و گفته مىشود : « بلغ الرّجل بلاغة » زمانى كه بليغ گردد . مثل وقتى كه مىگويند : « نبل الرّجل نبالة » زمانى كه آن شخص بزرگوار شود .
اعرابى گفته است : « بلاغت ، نزديك شدن به دور و دورى از دشوارسازى با لفظ اندك و معنى بسيار است . »
عبد الحميد بن يحيى گفته است : « بلاغت ، روشنكردن معنى بر انديشههاست با نزديكترين شيوههاى سخن » .
و ابن معتز گفته : « بلاغت ، رساندن به معناست . » و به همين بسنده كرده و عتابى در معنى بلاغت گفته : « اگر سخن كوتاه است معنا را برساند و اگر بلند است تركيب نيكو داشته باشد . » و عبد اللّه بن مقفّع گفته : « بلاغت ، معانى چندى دارد و در شيوههاى بسيار ، جارى مىشود : گاه در گفتار ، گاهى در گوش فرا دادن ، هنگامى در بحث كردن