در اين شعر ، از چهارده صيغهء امر ، استفاده شده است . و همين تكرار زياد صيغهء امر به فصاحت شعر ، آسيب رسانده است .
و كقول ابى تمام فى المديح :
كانّه فى اجتماع الرّوح فيه له * فى كلّ جارحة من جسمه روح
و مانند سخن ابو تمام كه در ستايش گفته است : چنان روح در وى گرد آمده كه گويا هر عضوى از پيكرش روحى دارد . در اين شعر ، حرف « فى » سه بار ، و ضمير « هاء » چهار بار تكرار شده است . و به فصاحت آن آسيب رسانده .
السادس - « تتابع الاضافات » كون الاسم مضافا اضافة متداخلة غالبا .
كقول ابن بابك :
حمامة جرعا حومة الجندل إسجعى * فأنت بمرأى من سعاد و مسمع
عيب ششم : ( پىدرپى آمدن اضافهها ) است . يعنى اينكه غالب اسمها به يكديگر اضافه شده باشد .
مانند شعر ابن بابك : اى كبوتر كوير كنارهء سنگلاخ ، آهنگ برآر ( بخوان ) تو در ديدگاه سعادى و او سخن تو را مىشنود « 1 » .
و ملّخص القول : انّ فصاحة الكلام تكون بخلّوه من تنافر كلماته و من ضعف تأليفه و تعقيد معناه و من وضع الفاظه فى غير المواضع اللائقة بها .
كوتاهسخن اينكه : فصاحت كلام به پيراستگى آن است از :
تنافر كلمات ( ناگوار بودن و رمندگى ) و از ضعف تأليف ( سستى پيوند ) و از پيچيدگى معنا و از نهاده شدن واژهها در غير جاهاى شايستهء آن .
هامش
است .
( 1 ) . در اين شعر ، « حمامه » به « جرعا » كه مؤنث « اجرع » است اضافه شده . « اجرع » زمين داراى سنگهاى سياه يا شنزار بدون گياه است .
و « جرعاء » به « حومه » اضافه شده . « حومه » قسمت عمدهء يك چيز است .
و « حومه » مضاف به « جندل » است . « جندل » به سكون نون ، سنگ را گويند و اينجا مراد از آن ، مكان سنگ است .
بنابراين ، « جندل » با سكون نون به معنى « جندل » به فتح نون و كسر دال است . معنى « فانت بمرأى من سعاد و مسمع » اين است كه : تو به گونهاى هستى كه سعاد ، تو را مىبيند و سخنت را مىشنود . شاعر مىگويد : اى كبوتر سنگلاخ سخت ، بخوان بىترديد ، سعاد تو را مىنگرد و آوايت را مىشنود .