پايدار نماند و غير خدا پايدار نيست .
و قال تعالى :
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ .
« 1 »
خداى برين فرمود : و دستت را در گريبان ببر ، سپيد بىگزند در مىآيد . « 2 »
و قال تعالى :
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ
« 3 »
و آنان را بر خودشان مقدّم مىدارند و اگرچه در خودشان نياز مبرم باشد . « 4 »
و قال تعالى :
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ
« 5 »
و خداى و الا فرمود : سوگند به جاهاى ستارگان ( و محل طلوع و غروب آنها ) و اين سوگندى بسيار بزرگ است اگر بدانيد . « 6 »
حليم إذا ما الحلم زين لأهله * مع الحلم فى عين العدوّ مهيب « 7 »
او شكيباست زمانى كه شكيبايى براى اهلش زيور است با اين شكيبايى در چشم دشمن ، هيبتدار است . « 8 »
أتى الزمان بنوه فى شبيبته * فسرّهم و أتيناه على هرم « 9 »
پسران زمان در جوانيش آمدند پس زمان ، آنان را شادمان كرد و ما هنگام پيرى روزگار آمديم . « 10 » ( ما را غمگين ساخت ) .
و ألفيته بحرا كثيرا فضوله * جواد متى يذكر له الخير يزدد « 11 »
و او را دريايى يافتم كه بخششهايش فراوان است . بخشنده است هنگامى كه براى او خير گفته مىشود ، بر بخشش خويش مىافزايد .
هامش
( 1 ) . طه ، 22 .
( 2 ) . « من غير سوء » در اين آيه ، احتراس است و توهم پيسى و مانند آن را مىزدايد .
( 3 ) . حشر ، 9 .
( 4 ) .« وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ »در اين آيهء كريمه ، « ايغال » است .
( 5 ) . واقعه ، 75 و 76 .
( 6 ) . « لو تعلمون » در اين آيهء شريفه براى اعتراض است .
( 7 ) . اين شعر از كعب بن سعيد غنوى است .
( 8 ) . شاعر ، « إذا ما الحلم زين لأهله » براى تكميل آورده است چون اگر اين جمله نباشد ممكن است كسى گمان برد - كه شكيبايى او از روى ناتوانى و ترس است . و بر اساس عقيدهء مؤلف كتاب ، « مهيب » براى احتراس است .
و گفتنى است كه : مصراع اول به گونهء « إذا ما الحلم زيّن أهله » نيز نقل شده است .
( 9 ) . ديوان متنبّى با شرح عبد الرّحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 416 .
( 10 ) . در اين شعر ، جمله « فساءنا » حذف شده است .
( 11 ) . در اين شعر ، اطناب وجود دارد چون « متى يذكر الخير يزدد » براى تكميل است .