شكافت . در اين آيهء شريفه ، ايجاز حذف جمله است . در اصل ، « فضرب فانفلق » بوده است .
« ألا كل شىء ما خلا الله باطل » « 1 » فيه اطناب بالاحتراس .
هشدار كه هرچه غير اوست باطل است . در اين سخن ، اطناب به شيوهء احتراس وجود دارد .
إذا أنت لم تشرب مرارا على القذى * ظمئت و أىّ النّاس تصفو مشاربه « 2 »
زمانى كه تو مكرر آب آلوده ننوشى تشنه مىمانى . و كدام يك از مردم ، آبشخورش پاكيزه است .
فيه الاطناب بالتذييل و الجملة الثانية جارية مجرى المثل .
در اين شعر ، اطناب به شيوهء تذييل وجود دارد و جملهء دوم « و أىّ النّاس تصفو مشاربه » جارى مجراى مثل است .
« جوزى المذنب بذنبه و هل يجازى إلّا المذنب » : گنهكار ، كيفر گناهش را ديد و آيا غير از گناهكار مجازات مىشود ؟
در اين سخن ، اطناب به شيوهء « تذييل » است ولى اين « تذييل » جارى مجراى مثل نيست . « و هل يجازى إلّا المذنب » تذييل است .
فَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا كُفْرانَ لِسَعْيِهِ
« 3 »
و هركه كارهاى شايسته انجام دهد و مؤمن ( هم ) باشد ، براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود .
در اين آيهء شريفه ، اطناب به گونهء احتراس است .
« البخيل بعيد من اللّه بعيد من النّاس بعيد من الجنة »
خسيس از خدا دور است ، از مردم دور است ، از بهشت دور است . در اين جمله اطناب به گونهء ترديد وجود دارد .
« وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى »
« 4 » و لكن نيكى آن است كه كسى تقوا پيشه كند .
در اين آيه ، ايجاز حذف وجود دارد ، در اصل ، « ذا البّر » بوده و « ذا » حذف گرديده است .
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از لبيد است .
( 2 ) . اين شعر به بشار بن برد ، اسناد داده شده است .
( 3 ) . انبياء ، 94 .
( 4 ) . بقره ، 189 .