« و اعلم . . . » بدان ( دانش شخص به او سود مىبخشد ) كه آنچه مقدر است به زودى مىرسد .
در اين شعر ، جملهء « فعلم المرء ينفعه » بين « اعلم » و مفعولش يعنى « أن سوف يأتى كلّ ما قدرا » معترضه واقع شده است و اين اعتراض ، براى خاطرنشان كردن فضيلت دانش است .
( ج ) و التّنزيه كقول تعالى :
« وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ »
« 1 »
و مانند منزه دانستن و پيراستن ، در اين سخن خداى برين : و براى خدا دخترانى مىپندارند ( منزه است او ) و براى خودشان آنچه را ميل دارند ( قرار مىدهند ) .
در اين آيهء شريفه ، « سبحانه » معترضه است و براى منزه و پيراسته دانستن خداى متعال ، به كار برده شده .
( د ) و زيادة التأكيد كقوله تعالى :
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ »
« 2 »
و يا آوردن جملهء معترضه ، براى افزودن تأكيد است مثل اين آيهء كريمه :
« وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ . . . »
و ما به انسان دربارهء پدر و مادرش سفارش كرديم ، مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد ( به هنگام باردارى هرروز رنج و ناراحتى تازهاى را متحمل مىشد ) و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مىيابد ، ( آرى به او توصيه كرديم ) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر به جا آور كه بازگشت ( همهء شما ) به سوى من است .
در اين آيهء شريفه ، دو جملهء « حملته أمّه و هنا على وهن » و « فصاله فى عامين » معترضه واقع شده است .
( ه ) و الاستعطاف كقول الشاعر :
و خفوق قلب لو رأيت لهيبه * ( يا جنّتى ) لرأيت فيه جهنّما
و يا جملهء معترضه ، براى جلب عطوفت مىآيد مانند سخن شاعر : « 3 »
« و خفوق . . . » و آشفتگى دلى داشتم كه اگر شرارهاش را ديده بودى ( اى بهشت من ) جهنمى را در آن مىنگريستى . در اين شعر ، جملهء « يا جنتى » براى طلب عطوفت ، معترضه واقع شده است .
هامش
( 1 ) . نحل ، 57 .
( 2 ) . لقمان ، 14 .
( 3 ) . اين شعر از متنبّى است . نگاه كنيد به ديوان متنبّى با شرح عبد الرّحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 305 .