دادهاند . از يك دانشمند بلاغى ، پرسيده شد ، بلاغت چيست ؟ گفت : شناخت وصل و فصل .
توضيح : « استثناف » : از سر گرفتن ، آغاز كردن و عطف نكردن .
« قسط » : مقدار و قسمت .
« غموض » : دشوارى .
« خطر » : موقعيت و منزلت .
« فقد سئل عنها » : از بلاغت ، سؤال شد .
مقصود از « بعض البلغاء » ابو على فارسى است . « 1 »
تعريف الوصل و الفصل فى حدود البلاغة
تعريف وصل و فصل در قلمرو بلاغت
الوصل عطف جملة على أخرى بالواو و الفصل ترك هذا العطف « 2 » بين الجملتين ،
هامش
( 1 ) . « قيل للفارسى : ما البلاغة ؟ قال : معرفة الفصل و الوصل » نگاه كنيد به كتاب « دراسة و نقد فى مسائل بلاغيّة هامة » ص 55 .
( 2 ) . هنگامى كه دو جمله در پى يكديگر بيايد ، يا جملهء نخست ، محل از اعراب دارد يا ندارد ، و اگر جملهء نخست ، محل از اعراب دارد يا شريكسازى جملهء دوم با جملهء اول ، قصد شده يا نشده انگار اگر مراد اين است كه جملهء دوم در اعراب جمله اول شريك گردد ، جمله دوم بر جمله اول ، عطف مىشود . مانند :« اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ »( آل عمران ، 156 ) و اگر چنين قصدى نباشد ، جمله دوم از جمله نخست ، جدا آورده مىشود ، مثل« قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »( بقره ، 14 و 15 ) در اين آيه شريفه ،« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »بر ماقبلش عطف نشده تا حكم مفعول بودن براى « قالوا » را پيدا نكند . چون« اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ »از گفتار آنها نيست .
و اگر جمله نخست ، محلى از اعراب ندارد در آن صورت ، اگر جمله نخست داراى حكمى باشد كه اعطاى آن ، به جمله دوم ، قصد نشده است ، پس در اين هنگام ، جدا آوردن ، واجب است . براى اينكه اشتراك آن دو جمله زدوده شود . مانند :« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ، اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى »( رعد ، 7 و 8 ) در اينجا « اللّه يعلم » بر ماقبلش عطف نشده تا در حكم قصر ، با آن شريك نگردد . چون اگر عطف مىشد ، خداوند متعال ، منحصر در اين علم مىگشت . و اگر جمله نخست ، داراى چنين حكمى نباشد ، مانند : « زيد خطيب و عمرو متشرع » و يا دادن حكم جملهء نخست ، به جمله دوم مقصود باشد ، مثل : « إنّما زيد كاتب و عمرو شاعر » در اين هنگام همانطور كه ديدى عطفكردن واجب است تا وقتى كه يكى از دو جمله ، به طور كامل از ديگرى انقطاع نداشته باشد به گونهاى كه نتوان بين آن دو ارتباط ايجاد كرد و آنقدر با هم اتصال و پيوند نداشته باشد به طورى كه نتوان بين آن دو ، جدايى انداخت . و اگر دو جملهاى بدينسان بود بايد حتما آنها را از هم جدا آورد زيرا دو جمله منقطع را نمىشود پيوند داد و دو جمله متصل ، نياز به پيوند ندارد .
و دو جملهاى كه شبيه به دو جمله متصل باشد ، حكم متصل را پيدا مىكند و دو جملهاى كه شبيه به دو جمله منقطع است حكم آن دو جمله را پيدا مىكند . و بدان كه عطف ، مقبول نيست مگر در چيزهايى كه متناسب است