مشخص گردد تا شنونده نتواند انكار كند « 1 » .
مثل وقتى كه حاكم به شاهد مىگويد : « هل اقرّ زيد هذا بانّ عليه كذا » آيا اين زيد ، اعتراف كرد كه اينقدر ، بدهكار است ؟ آنگاه ، شاهد مىگويد : « نعم زيد هذا أقرّ بانّ عليه كذا » در اين مثال « زيد » با وجود قرينه ، ذكر شده است تا مسند اليه مسجّل ، يعنى ثبت و ضبط گردد و كاملا مشخص شود .
7 - التّعجّب ، إذا كان الحكم غريبا ، نحو : علىّ يقاوم الأسد فى جواب من قال : هل علىّ يقاوم الأسد ؟
ابراز تعجّب در هنگامى كه خبر ، شگفت باشد . مثلا مىگويى : « علىّ يقاوم الأسد » علىّ ، در برابر شير پايدارى مىكند . در مقابل كسى كه مىپرسد : « هل علىّ يقاوم الأسد » ؟ در عبارت « علىّ يقاوم الأسد » كلمهء « علىّ » مسند اليه است و با وجود قرينه ، براى ابراز تعجّب ذكر شده است .
8 - التعظيم ، نحو : حضر سيف الدّولة فى جواب من قال : هل حضر الأمير ؟
براى عظمت دادن و بزرگداشت . مثلا كسى مىپرسد : « هل حضر سيف الدّولة » در اين مثال ، چون قرينه وجود داشت مىتوانستى بگويى : « نعم » و « سيف الدّولة » را حذف كنى لكن براى تعظيم ، آن را آوردهاى .
9 - الإهانه ، نحو : السّارق قادم فى جواب من قال : هل حضر السّارق ؟
براى سبككردن . مثل : « السّارق قادم » دزد آمده است .
در جواب كسى كه مىپرسد : « هل حضر السّارق » ؟
در مثال « السّارق قادم » مىتوانستيم « السّارق » را حذف كنيم چون قرينه در سؤال ، وجود داشت لكن براى اهانت ، نامش را ذكر كرديم .
المبحث الثانى فى حذف المسند اليه
الحذف خلاف الأصل و يكون لمجرّد الإختصار و الإحتراز عن العبث بناء على
هامش
( 1 ) . تسجيل ، يعنى نگاشتن حكم ، به زيان كسى پيش حاكم . شاهجهانى در معنى تسجيل ، نوشته است : « قباله و تمسك نوشتن قاضى با مهر » منتخب اللغات ، ص 113 .