محبوب ، در « تمنّى » و طلب درك و دانستن ، در « استفهام » و درخواست روىكردن ، در « نداء » همهء اينها پديد نمىآيد مگر با واژههايى كه بر زبان مىآيد .
و ينقسم الانشاء الى نوعين : انشاء طلبى و انشاء غير طلبى .
« فالانشاء غير الطّلبى » ما لا يستدعى مطلوبا غير حاصل وقت الطلب و يكون بصيغ المدح و الذّم و صيغ العقود و القسم و التّعجّب و الرّجاء و كذا يكون بربّ و لعلّ و كم الخبريّه .
و انشاء به دو نوع تقسيم مىشود : 1 - انشاء طلبى 2 - انشاء غيرطلبى .
با انشاء غيرطلبى ، مطلوبى كه هنگام خواستن ، پديد نيامده ، خواسته نمىشود .
انشاء غيرطلبى با صيغههاى مدح و ذمّ ، صيغههاى عقود ، قسم ، تعجّب ، رجاء و گاهى هم با ربّ و لعلّ و كم خبريّه ايراد مىشود .
1 - امّا المدح و الذّم فيكونان بنعم و بئس و ما جرى مجراهما نحو : حبّذا و لا حبّذا و الأفعال المحوّلة الى فعل نحو : طاب علىّ نفسا و خبث بكرا اصلا .
امّا مدح و ذم با نعم و بئس است و آنچه جايگزين نعم و بئس مىشود ؛ مانند حبذّا ، لا حبّذا و فعلهايى كه به شكل « فعل » در مىآيد ؛ مانند طاب علىّ نفسا و خبث بكر اصلا .
يعنى : على از جهت روحى نيكو است و بكر از حيث دودمان و نسب ، پليد است .
« الافعال المحوّلة الى فعل » يعنى فعلهايى كه به شكل « فعل » تبديل شده است « 1 » .
2 - و امّا العقود فتكون بالماضى كثيرا ، نحو : بعت و اشتريت و وهبت و أعتقت و بغيره قليلا نحو : انا بائع و عبدى حرّ لوجه اللّه تعالى .
امّا عقدها ، بسيارى از اوقات ، با فعل ماضى است . مانند : بعت ( فروختم ) اشتريت ( خريدم ) و هبت ( بخشيدم ) اعتقت ( آزاد كردم ) و اندكى هم با غير ماضى است ؛ مثل : « انا بائع » ( من فروشندهام ) و « عبدى حرّ لوجه اللّه تعالى » بردهام در راه خدا آزاد است .
توضيح : مراد از « عقود » صيغهها و واژههايى است كه در پيمانها به كار مىرود .
مانند « انكحت » در پيمان زناشويى و « بعت » و « اشتريت » در دادوستد ،
هامش
( 1 ) . گاهى ما فعلهايى كه عين الفعل آنها مضموم نيست ، مثل « فهم » و « عدل » و مانند اينها را به شكل « فعل » در مىآوريم و عين الفعل آنها را مضموم مىسازيم تا معنى مدح و ذم بدهد . به اين فعلها « أفعال محولّهء الى فعل » مىگويند . يعنى افعالى كه از شكل اصلى خويش به گونهء « فعل » درآمده است .