فرمود : نور است هر كه در اسلام مو سپيد كند نور او باشد در روز قيامت فرمود : آن مرد با حنا خضاب كرد و نزد پيغمبر ( ص ) آمد و چون خضابش را ديد فرمود : نور است و اسلام و آن مرد خضاب سياه بست و پيغمبر ( ص ) فرمود : نور است و اسلام و ايمان و دوستى همسران شما است و بيم در دل دشمنان شما .
از حسن بن جهم كه نزد امام كاظم ( ع ) رفتم و خضاب سياه بسته بود گفتم قربانت خضاب سياه بستى ؟ فرمود : خضاب ثواب دارد ، خضاب و آمادگى عفت زنان را فزايد و ترك عفت آنها براى ترك خضاب شوهران و آمادگى آنانست از امام ششم ( ع ) كه حسين ( ع ) با وسمه خضاب ميكرد سرش را ، سرش درد ميكرد و سر پيچ آن هنوز نزد ما هست .
و از آن حضرت است كه خضاب بسياهى هيبت در دل دشمن است و آرامش همسران .
از امام پنجم ( ع ) كه مردمى نزد على بن الحسين ( ع ) درآمدند و ديدند خضاب سياه بسته و از آنش پرسيدند دست بريش خود كشيد و فرمود : رسول خدا ( ص ) در جنگى فرمان داد يارانش خضاب سياه بستند تا بر بتپرستان چيره شوند .
از امام باقر ( ع ) كه زنان دوست دارند مردان را در آرايشى بينند كه مردان خواهند آنان را در آن بينند .
از كتاب لباس كه حلبى گويد پرسيدم امام ششم را از خضاب مو فرمود رسول خدا ( ص ) و حسين ( ع ) و امام باقر ( ع ) با كتم خضاب كردند ( كتم : گياهى است كوهى با برگى چون آس كه با كوبيدهاش خضاب بندند بارش چون فلفل است و پختهاش سياه باشد و بقولى همان وسمه است و بقولى مخلوط به آن گردد از پاورقى ص 101 ) .
معاويه بن عمار گفت : ديدم امام باقر ( ع ) با حنا خضاب بسته ، و ابى الصباح گفت : اثر حنا را در دست امام باقر ديدم .
و ابى محمد مؤذن گفت : امام ششم ( ع ) با خطمى و حنا ريشش را زرد ميكرد .
و از آن حضرتست كه حنا پيرى را بشكند و آب رو را بيفزايد .
و از حسن زيات است كه مردى بصرى با من مىنشست و پيوسته او را تبليغ كردم تا امامى شد و امام باقر را برايش وصف ميكردم تا به مكه رفتيم و پس از انجام حج بمدينه شديم و اجازه ورود از امام باقر ( ع ) خواستيم و بر آن حضرت وارد شديم در اتاقى زيور شده و آن حضرت پتوى سرخى گلى بر دوش داشت و خضاب كرده و سرمه كشيده و ريش را آراسته بود ، و همراه من به او نگاه ميكرد و باتاق و دلش آشوب ميشد و چون برخاستيم فرمود : اى حسن فردا ان شاء الله با يارت برگرد نزد من و چون فردا شد بيارم گفتم : برويم نزد امام باقر ( ع ) گفت
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٦