تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
3 - تاويل الايات الظاهره : بسندى تا ابى ذر ره گفت : سلمان را با بلال ديدم بحضور پيغمبر ( ص ) آمدند و ناگاه سلمان روى پاى رسول خدا ( ص ) افتاد و آن را مىبوسيد پس پيغمبر او را دور كرد از اين كار و به او فرمود : اى سلمان با من كارى نكن كه عجمها با شاهان خود كنند من يكى از بندگان خدايم ، ميخورم از آنچه بنده‌اى مىخورد و بمانند يك بنده روى زمين مىنشينم . 4 - كمال الدين تا على بن سنان موصلى از قول پدرش كه گفت : چون سيد ما امام حسن عسكرى وفات كرد كاروانهائى از قم و كوهستان با اموالى كه بشيوه سابق مىآورندند وارد شد و چون به سر من راى رسيدند به آنها گفته شد : كه آن حضرت فوت كرده و جعفر ( برادر امام حسن ) مال را از آنها خواست و به او ندادند و چون از شهر بيرون شدند غلامى بدنبالشان آمد و آنها را بنامهاشان خواند و گفت پذيرا شويد آقاى خود را ، گفتند : با او رفتيم تا به خانه آقاى خود امام حسن بن على در آمديم و بناگاه پسرش امام قائم ( عج ) بر تختى نشسته بود چون يك ماه پاره و جامه سبزى بر تن داشت بر او سلام كرديم و بما جواب داد و فرمود همه مال چنين و چنان اشرفى طلاست ، فلانى اين مقدار آورده و فلانى اين مقدار و همه پول را شرح داد و سپس جامه‌هاى ما و بنه‌هاى ما و هر چه پاكش داشتيم شرح داد و ما رو بر خاك نهاديم و خدا را سجده كرديم عز و جل بشكرانه معرفت امام ، و زمين را برابرش بوسه زديم و هر چه خواستيم از حضرتش پرسيديم و بما جواب داد ، و همه پولها را به آن حضرت تقديم كرديم و اين خبر طولانيست كه در كتاب غيبت آورديم . بيان : ظاهرش اينكه جائز است بوسيدن زمين نزد امام ( ع ) و گرچه مىشود تفسير كرد كه زمين بوسى دنباله همان سجده شكر بوده ولى بعيد است و بهر حال نميشود آنان را با ديگران در اين باره سنجيد و برابر شمرد . پايان كتاب العشره
بحار الأنوار ( ج 73 ) ( آداب و سنن ) ( فارسى ) — صفحة 43 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى