426 / 38 -
كفاك مؤدّبا لنفسك تجنّب ما كرهته من غيرك . 4 / 585 براى ادب كردن خويشتن ، همان پرهيز كردن از آنچه را براى ديگران خوش ندارى تو را كافى است . « 1 »
427 / 39 -
من قلّ أدبه كثرت مساويه .
5 / 224 كسى كه ادبش كم شد بديهايش بسيار است .
428 / 40 -
من قعد به حسبه نهض به أدبه .
5 / 241 كسى كه حسبش او را بر زمين نشاند ( و سبب كمال و فضيلت او نگردد ) ادبش او را برخيزاند ( و به جايگاه عالى رساند ) .
429 / 41 -
من أخّره عدم أدبه ، لم يقدّمه كثافة حسبه . 5 / 241 كسى كه بىادبىاش او را پس اندازد ( و جايگاهى در مردم نداشته باشد ) حسب سنگينش نمىتواند او را مقدّم ( بر ديگران ) دارد .
430 / 42 -
من وضعه دناءة أدبه لم يرفعه شرف حسبه . 5 / 236 كسى كه پستى ادبش او را بر زمين اندازد ، شرافت حسبش او را بلند نگرداند .
431 / 43 -
من كلف بالأدب قلّت مساويه .
5 / 263 كسى كه شيدا و شيفتهء ادب باشد بديهايش اندك شود .
432 / 44 -
من ساء أدبه شان حسبه . 5 / 239 كسى كه ادبش بد باشد حسب او پست گردد .
433 / 45 -
من زاد أدبه على عقله ، كان كالرّاعى بين غنم كثيرة . 5 / 389 هر كه ادب او بر عقلش افزون باشد ( و بر عقل او ادب هم افزوده شود حكايت او در ميان مردم ) همچون شبانى است در ميان گوسفندان بسيار .
434 / 46 -
من طلب خدمة السّلطان به غير أدب ، خرج من السّلامة إلى العطب .
5 / 392
هامش
( 1 ) - مثل معروفى كه از لقمان حكيم نقل شده به همين مضمون كه از وى پرسيدند : ادب را از كه آموختى ؟ گفت : از بىادبان .