5099 / 70 -
عليك بالصّدق فمن صدق فى أقواله جلّ قدره . 4 / 296 بر تو باد به راستگويى كه هر كس در گفتارش راستگو باشد ارزشش بزرگ گردد .
5100 / 71 -
على الصّدق و الأمانة مبنى الإيمان . 4 / 318 بر پايهء راستى و امانت ، بناى ايمان پىريزى شده است .
5101 / 72 -
عاقبة الصّدق نجاة و سلامة .
4 / 363 سرانجام راستگويى رستگارى و سلامت است .
5102 / 73 -
كن صادقا تكن وفيّا . 4 / 599 راستگو باش تا با وفا باشى ( يعنى راستگويى سبب وفادارى به عهد و پيمان گردد ) .
5103 / 74 -
لكلّ شىء حيلة و حيلة المنطق الصّدق . 5 / 16 هر چيزى را چارهاى است و چاره سخن گفتن ، راستگويى است ( يعنى براى رفع گزند از سخن گفتن ) .
5104 / 75 -
من جار عن الصّدق ضاق مذهبه . 5 / 273 هر كس كه از راستى و راستگويى روى بگرداند راه بر او تنگ گردد .
5105 / 76 -
من صدق مقاله زاد جلاله .
5 / 278 كسى كه گفتارش راست باشد جلالت قدر و مقامش افزون گردد .
5106 / 77 -
للصّدق نجعة . 5 / 26 راستى را اثرى است ( مخصوص ) .
5107 / 78 -
من صدق أصلح ديانته .
5 / 164 كسى كه راست گويد ديانت خود را اصلاح كرده است .
5108 / 79 -
من عرف بالصّدق جاز كذبه .
5 / 208 كسى كه به راستى و راستگويى شناخته شود دروغ او نيز پذيرفته شود . « 1 »
هامش
( 1 ) - دنبال اين كلام اين گونه است : « من عرف بالكذب لم يقبل صدقه » كسى كه به دروغ شناخته شود راست او هم پذيرفته نشود .