تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
غالب شدن شهوت ، خويشتن دارى را از بين مىبرد و به جايگاه نابودى در آورد .

4704 / 55 -

غالب الشّهوة قبل قوّة ضراوتها ، فإنّها إن قويت ملكتك و استفادتك و لم تقدر على مقاومتها . 4 / 392 غالب شو بر شهوت پيش از اعتياد و شيفتگى بدان ، كه اگر قوى و نيرومند شد مالك تو گردد و اختيار تو را به دست گيرد و نيروى ايستادگى در برابر آن را نخواهى داشت .

4705 / 56 -

قد خرقت الشّهوات عقله و أماتت قلبه و ولّهت عليها نفسه . 4 / 487 به راستى كه خواهشها خرد او را دريده ، و دلش را ميرانده ، و نفس او را بر آنها شيفته كرده است . « 1 »

4706 / 57 -

قرين الشّهوات أسير التّبعات . 4 / 503 قرين و همراه خواهشهاى دل ، اسير پى آمدهاى آن است .

4707 / 58 -

قاوم الشّهوة بالقمع لها تظفر . 4 / 514 در برابر خواهش و شهوت پايدارى كن براى ريشه كن كردن آن ، تا پيروز شوى .

4708 / 59 -

قرين الشّهوة مريض النّفس معلول العقل . 4 / 510 كسى كه با شهوت و خواهش قرين او همراه است ، نفس او دردمند و عقل او بيمار است .

4709 / 60 -

كيف يصبر عن الشّهوة من لم تعنه العصمة . 4 / 563 چگونه خويشتن دارى كند از خواهش كسى كه نگهدارى خداوند او را يارى ندهد . « 2 »

4710 / 61 -

كم من شهوة منعت رتبة .
هامش
( 1 ) - اين سخن را در مذمت شخصى فرموده است . ( 2 ) يعنى بايد پيوسته از خدا يارى و كمك طلبيد ، و با استعانت از خداوند به جنگ خواهشهاى نفسانى رفت ، و گر نه اگر يارى خدا نباش چگونه مىتوان در برابر طوفان شهوت مقاومت و خويشتن دارى كرد ؟ و به گفتهء آن شاعر :بى عنايات حق و خاصان حق * گر ملك باشد سياه هستش ورق