غالب شدن شهوت ، خويشتن دارى را از بين مىبرد و به جايگاه نابودى در آورد .
4704 / 55 -
غالب الشّهوة قبل قوّة ضراوتها ، فإنّها إن قويت ملكتك و استفادتك و لم تقدر على مقاومتها .
4 / 392 غالب شو بر شهوت پيش از اعتياد و شيفتگى بدان ، كه اگر قوى و نيرومند شد مالك تو گردد و اختيار تو را به دست گيرد و نيروى ايستادگى در برابر آن را نخواهى داشت .
4705 / 56 -
قد خرقت الشّهوات عقله و أماتت قلبه و ولّهت عليها نفسه .
4 / 487 به راستى كه خواهشها خرد او را دريده ، و دلش را ميرانده ، و نفس او را بر آنها شيفته كرده است . « 1 »
4706 / 57 -
قرين الشّهوات أسير التّبعات . 4 / 503 قرين و همراه خواهشهاى دل ، اسير پى آمدهاى آن است .
4707 / 58 -
قاوم الشّهوة بالقمع لها تظفر . 4 / 514 در برابر خواهش و شهوت پايدارى كن براى ريشه كن كردن آن ، تا پيروز شوى .
4708 / 59 -
قرين الشّهوة مريض النّفس معلول العقل . 4 / 510 كسى كه با شهوت و خواهش قرين او همراه است ، نفس او دردمند و عقل او بيمار است .
4709 / 60 -
كيف يصبر عن الشّهوة من لم تعنه العصمة . 4 / 563 چگونه خويشتن دارى كند از خواهش كسى كه نگهدارى خداوند او را يارى ندهد . « 2 »
4710 / 61 -
كم من شهوة منعت رتبة .
هامش
( 1 ) - اين سخن را در مذمت شخصى فرموده است .
( 2 ) يعنى بايد پيوسته از خدا يارى و كمك طلبيد ، و با استعانت از خداوند به جنگ خواهشهاى نفسانى رفت ، و گر نه اگر يارى خدا نباش چگونه مىتوان در برابر طوفان شهوت مقاومت و خويشتن دارى كرد ؟
و به گفتهء آن شاعر :بى عنايات حق و خاصان حق * گر ملك باشد سياه هستش ورق