به . 5 / 273 كسى را كه به كار بد شكرگزارى كنند در حقيقت او را مسخره و ريشخند كردهاند .
4516 / 87 -
من الهم الشّكر لم يعدم الزّيادة . 5 / 237 كسى كه شكر نعمت به او الهام شد ( و به دلش افتاد و انجام داد ) از فزونى نعمت محروم نشود .
4517 / 88 -
من انعم عليه فشكر كمن ابتلى فصبر . 5 / 297 كسى كه به او نعمتى داده شد و شكر آن را به جاى آورد همانند كسى است كه گرفتار بلا شده و صبر كرده است . « 1 »
4518 / 89 -
من أدام الشّكر استدام البرّ .
5 / 276 كسى كه به سپاسگزارى و شكر ادامه دهد ، نيكى را ادامه داده است . « 2 »
4519 / 90 -
ليكن الشّكر شاغلا لك على معافاتك ممّا ابتلى به غيرك . 5 / 48 بايد ( پيوسته ) شكر و سپاس سرگرمت كند كه خود را از بلاهايى كه ديگران بدان گرفتارند تندرست مىبينى . « 3 »
4520 / 91 -
لن يقدر أحد أن يحصّن النّعم به مثل شكرها . 5 / 68 هيچ گاه كسى قدرت ندارد كه نعمتها را همانند شكر آنها نگه دارى كند ( كه شكر بهترين نگهدار نعمتها و بيمه كنندهء آنهاست ) .
4521 / 92 -
لن يستطيع أحد أن يشكر النّعم به مثل الأنعام بها . 5 / 69 هرگز كسى نتواند نعمتها را همانند انعام و بخشيدن آنها به ديگران شكر كند .
4522 / 93 -
لن يقدر أحد أن يستديم النّعم به مثل شكرها و لا يزينها به مثل بذلها .
5 / 70 هرگز كسى قدرت ندارد نعمتها را پايدار كند ، همانند شكر آنها ، و آراسته گرداند آنها را بمانند بذل و بخشش آنها .
4523 / 94 -
من شكر المعروف فقد قضى
هامش
( 1 ) - يعنى اجر و پاداش هر دو همانند است .
( 2 ) چون شكر نعمت موجب ادامهء آن شود .
( 3 ) مولوى گويد :اين نگر كه مبتلا شد جان او * تو نيفتادى كه باشى پند او
در چهى افتاد تا شد پند تو * رنج او برد ، و تو بردى قند او