تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
داد كه به مكه برود و با خواندن آن بر آنها پيمان با مشركين را ( كه با پيغمبر ( ص ) بسته بودند ) بشكند ( ابو بكر سوره را گرفت و بسوى مكه به راه افتاد ) همين كه قدرى راه رفت ، جبرئيل بر پيغمبر ( ص ) نازل شد و عرضكرد : خداوند بر تو درود فرستد و فرمايد : ( اين گونه ابلاغ‌ها را ) كسى نرساند جز شخص تو يا مردى كه از تو باشد ، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را خواست و به او فرمود : بر شتر من ( كه نامش ) عضباء ( است ) سوار شو و بابى بكر برس ، و سورهء برائت را از دستش بگير و به مكه ببر ، و بوسيلهء آن پيمان مشركين را بشكن ، و ابو بكر را نيز بميل خود واگذار كه خواهد با تو به مكه آيد يا بسوى من باز گردد ، امير المؤمنين عليه السّلام بر شتر عضباى رسول خدا ( ص ) سوار شد و بدنبال ابو بكر به راه افتاد تا به او رسيد ، همين كه ابو بكر على عليه السّلام را ديد پريشان شد و باستقبال آن حضرت شتافته عرضكرد : اى ابو الحسن براى چه كار آمده‌اى ؟ آيا آمده‌اى كه بهمراه من به مكه بيائى يا براى كار ديگرى آمده‌اى ؟ امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : همانا رسول خدا ( ص ) به من دستور فرمود : كه به تو برسم و آيه‌هاى سورهء برائت را از تو بگيرم و خود بسوى مشركين مكه بروم و بوسيلهء آن پيمان آنها را بشكنم ، و به من دستور فرموده : كه تو را نيز به حال خود بگذارم كه همراه من آئى يا بسوى پيغمبر ( ص ) باز گردى ، ابو بكر گفت : من بسوى پيغمبر باز ميگردم و خدمت رسول خدا ( ص ) آمد و چون بر آن حضرت وارد شد عرض كرد : اى رسول خدا ! شما مرا براى كارى انتخاب فرمودى كه همگان در اين انتخاب بر من رشگ ميبردند ، و چنين افتخارى نصيب من كردى ، و چون بدنبال آن كار رفتم ( نيمه راه ) مرا باز خواندى ، مگر من چه كرده بودم ( كه اين چنين كردى ) آيا در بارهء نكوهش من خداوند آيهء فرو فرستاد ؟ پيغمبر ( ص ) به دو فرمود : نه ( آيهء در نكوهش تو نيامد ) ولى جبرئيل امين از جانب خداى عز و جل نزد من آمد و گفت : اين آيات را نرساند كسى جز خودت يا آنكه از تو باشد و على از من است ، و از جانب من جز على كسى نتواند ( چنين دستوراتى را ) ابلاغ كند و برساند ،