اجتماع در يك مكان دليل بر فضيلت نيست .
و اما اينكه گفتى او را بخلعت مصاحبت مشرف فرمود ؟ اين نيز دلالتى بر فضيلت نمىكند زيرا « مصاحب » به معناى همراه است ، و چه بسا كافرى با مؤمنى همراه باشد چنانچه خداوند در قرآن فرمايد : و «
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ
. « 1 » » گذشته از اينكه لفظ « صاحب » گاهى در لغت كرب بحيوانات نيز اطلاق مىشود مانند اين شعر :
« ان الحمار مع الحمار مطية * فاذا خلوت به فبئس الصاحب »
و گاهى اطلاق لفظ « صاحب » بر جماد شده مانند
« زرت هندا و ذاك غير احتساب * و معى صاحب كتوم اللسان »
كه مقصود از صاحب در اينجا شمشير است ، پس لفظ « صاحب » كه بر كافر و حيوان و جماد اطلاق مىشود دليلى بر فضيلت نيست .
و اما اينكه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : « لا تحزن » اين دليل بر نقص و خطاى او است نه فضيلت ، زيرا اين حزن و اندوه ابو بكر كه پيغمبر از آن نهى فرمود يا اطاعت بوده يا معصيت اگر اطاعت خدا بوده كه هرگز پيغمبر از آن نهى نمىكند ، و اگر معصيت بوده پس اين آيه دليل بر اين است كه ابو بكر معصيت خدا را كرد و پيغمبر او را از آن معصيت نهى فرمود .
و اما اينكه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود : «
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
» ( خدا با ما است ) دليل نيست كه مقصود از لفظ جمع او و ابو بكر باشد بلكه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از خودش به تنهائى تعبير بجمع مىكند ، چنانچه خداى تعالى فرمايد «
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
» « ما ذكر را فرو فرستاديم و ما نيز او را حافظ و نگهبانيم » . . .
و اما اينكه گفتى « سكينه » ( آرامش ) بر ابى بكر نازل شد ، اين مخالف با ظاهر آيه است ، زيرا « سكينه » بر آن كس نازل شد كه بلشگر ناديده تأييد شد در آنجا كه فرمايد «
وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها
» پس به حساب وحدت سياق به همان كس كه بجنود تأييد شد آرامش نيز بر او نازل شد ، و اگر بخواهى بگوئى هر دو بابى بكر نازل شد بايد نعوذ باللَّه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در اينجا از نبوت خارج سازى و اگر ابى بكر مؤمن بود خداوند او را در سكينه شريك ميساخت چنانچه
هامش
( 1 ) سورهء كهف آيه 37 .