و خلاصهء فرمايش ايشان اينست كه :
شك بر دوگونه است :
1 - گاهى مشكوك حالت سابقه دارد و شارع آن حالت سابقه را لحاظ كرده و در نظر گرفته است . اين مورد ، مجراى « استصحاب » است .
2 - و گاهى مشكوك حالت سابقه ندارد و يا اگر دارد ، شارع آن را ملاحظه نكرده است .
و اين حالت از سه صورت بيرون نيست :
الف ) يا تكليف مجهول مطلق است يعنى حتى جنس آن معلوم نيست . اين همان مجراى « اصل برائت » است .
ب ) و يا تكليف فى الجملة معلوم است و امكان احتياط نيز وجود دارد . اين مجراى « اصل احتياط » است .
ج ) و يا تكليف فى الجملة معلوم است ولى احتياط ممكن نيست . اين ، مجراى « قاعدهء تخيير » است .
و قبل از سخن گفتن پيرامون هريك از اين اصول ، براى روشن شدن اذهان ، چند امر را بعنوان مقدمه بايد بيان كنيم :
( اول ) - شك در يك شىء باعتبار حكمى كه در آن اخذ شده بر دو قسم است :
1 - گاهى شك بعنوان موضوعى براى حكم واقعى اخذ شده است مثل شك در عدد ركعات نماز كه موجب مىشود در بعضى حالات ، حكم واقعى مبدّل به ركعات جداگانهاى شود ( مثل نماز احتياط ايستاده يا نشسته ) .
2 - گاهى شك بعنوان موضوع براى حكم ظاهرى است . و شكى كه در اين مقام [ بحث اصولى ] مقصود ماست ، همين شك است . و امّا آن قسم قبلى ، داخل در مسائل فقه است .
( دوم ) شك در يك چيز ، باعتبار متعلّق يعنى شىء مشكوك ، بر دوگونه تقسيم مىشود :
أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٤٧١