تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
ديگرى نيز دارد كه نيازمند انديشه و بصيرت مىباشد و در نتيجه بر بيشتر مردم پوشيده مىماند . براى مثال ، آيهء
« إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ »
را در نظر بگيريد . ظاهر اين آيه آن است كه خداى متعال به پيامبرش محمد صلى اللّه عليه و سلم با دادن كوثر به وى نعمت بخشيده است . اين ظهور به اين مقدار براى هيچ‌كس جاى ترديد ندارد . اما هركسى مراد از « كوثر » را نمىداند . برخى گفته‌اند : مقصود از آن نهرى در بهشت است ؛ برخى گفته‌اند : مراد قرآن و نبوّت است . برخى گفته‌اند : مراد از آن دخترش فاطمه عليها السّلام است ، و چيزهاى ديگرى كه گفته شده است . اما با دقت در سوره دانسته مىشود كه قرينه‌اى در آن وجود دارد كه مقصود را روشن مىكند ، يعنى آيهء «
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ ؛
دشمن تو همو ابتر است » . و ابتر كسى است كه دنباله ندارد . به مقتضاى مقابله دانسته مىشود كه مقصود ، ارزانى داشتن نعمت فراوانى دنباله و نسل به پيامبر است . و كلمهء « كوثر » اباى از اين معنا ندارد ، زيرا وزن فوعل براى مبالغه مىآيد ، بنابراين معناى كوثر مبالغه در فراوانى است و فراوانى ، افزايش تعداد است . در نتيجه معناى آيه اين است كه : « ما به تو ذريّه و نسل فراوان عطا كرديم . » پس با اين مقايسه و روشن شدن معناى كوثر ، آيه ظهورى خواهد يافت كه مىتوان به آن احتجاج كرد ، اما اين ظهور پس از تدبّر و دقّت بدست آمد . و در اين هنگام ، درستى تفسير كلمهء « كوثر » به فاطمه عليها السّلام روشن مىشود ، زيرا نسل فراوان پيامبر تنها از طريق فاطمه عليها السّلام است ، نه آنكه يكى از نامهاى آن حضرت ، كوثر باشد .
أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 289 | الشيخ محمد رضا المظفر / على شيروانى / محسن غرويان