مقدمهء واجب از كدام قسم مباحث اصولى است ؟
و چون روشن شد كه محل نزاع چيست ، مىتوانيم بفهميم كه اين مسئلهء مقدمهء واجب ، مىبايست در كداميك از اقسام مباحث اصولى داخل گردد . و توضيح مطلب بدين قرار است :
اين ملازمه - در صورتى كه بدان قائل شويم - بر سه گونه است : يا ملازمهء غير بيّن است و يا بيّن بالمعنى الاعم است و يا بيّن بالمعنى الأخص . « 1 »
اگر اين ملازمه در نظر كسى كه بدان قائل است ، غير بيّن يا بيّن بالمعنى الأعم باشد ، اثبات لازم يعنى وجوب شرعى مقدمه ، اصلا به دلالت لفظ بازنمىگردد بلكه اثبات آن متوقف بر حجّيّت همين حكم عقلى به ملازمه خواهد بود و اگر هم دلالتى محقق شود ، از نوع دلالت اشاره مىشود « 2 » و بنابراين لازم است اين مسئله در بحث ملازمات عقليهء غير مستقل داخل شود و صحيح نيست كه در مباحث الفاظ داخل شود .
و اگر اين ملازمه در نظر كسى كه قائل به آن است ، بيّن بالمعنى الأخص باشد ، اثبات لازم به ناچار براساس دلالت لفظى است كه مشخصا همان دلالت التزاميه است و دلالت التزامى از ظواهرى است كه حجّت شمرده مىشود .
و شايد به همين خاطر است كه علماء اين مسئله را در مباحث الفاظ داخل كرده و مشخصا آن را از مباحث اوامر شمردهاند . و البته اين ادخال از جانب علماء در صورتى درست است كه قائل به ملازمه ، آن را بيّن بالمعنى الأخص بداند و لكن قضيّه ، چنين نيست ( يعنى ملازمه ، بيّن بالمعنى الأخص نمىباشد ) . بنابراين مىتوانيم بگوئيم كه اين مسئله به خاطر اختلاف اقوالى كه در آن است ، دو جهت دارد : ممكن است طبق برخى اقوال ( قول به ملازمهء بيّن بالمعنى الأخص ) در مباحث الفاظ داخل شود و ممكن است براساس قولى ديگر ( ملازمهء غير بين و يا بيّن اعمّ ) در
هامش
( 1 ) - دربارهء معناى ملازمه و اقسام سهگانهء آن رجوع كن به : جزء اوّل از كتاب المنطق از مؤلف ، ص 79 ، چاپ دوم ( عربى ) .
( 2 ) - دربارهء دلالت اشاره به جزء اوّل همين كتاب ، ص 135 ( عربى ) مراجعه كن ، در آنجا گفتيم كه دلالت اشاره از ظواهر نيست و لذا در حجّيّت ظهور داخل نمىشود و برفرض حجّيّت از باب ملازمهء عقليه است .