تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
نمىشود و پس از اشكالى كه در دلالت وصف بر مفهوم مطرح كرديم ، عدم دلالت لقب بر مفهوم ، اولى است . « 1 » چرا كه خود موضوع حكم با عنوانى كه دارد ، مشعر تعليق حكم برآن موضوع نيست ، چه رسد به اينكه ظهور در انحصار حكم برآن عنوان داشته باشد . آرى ، نهايت چيزى كه از لقب فهميده مىشود اين است كه شخص حكم ، شامل غير آنچه كه مشمول عموميت اسم است نمىشود و در اين ، بحثى نيست . امّا بر اينكه نوع حكم براى موضوع ديگر ثابت نيست ، لقب اصلا چنين دلالتى ندارد . و گفته شده است كه مفهوم لقب ، ضعيف‌ترين مفهومات است .

خاتمه دلالت اقتضاء ، تنبيه و اشاره

مقدمه :

در لسان فقها و اصوليون ، دلالت اقتضاء و تنبيه و اشاره ، زياد مطرح مىشود ، امّا در اكثر كتب اصولى متعارف ، اين دلالتها تشريح نشده است و لذا به نظر ما رسيد كه قدرى مفصّل در اين زمينه بحث كنيم تا افراد مبتدى را مفيد افتد و بحث از اين دلالات ، از دو جهت است : يكى از حيث موقعيت و جايگاه اين دلالتها و اينكه اين‌ها از كدام قسم دلالتها محسوب مىشوند و ديگر از جهت حجّيّت آن‌ها .

جهت اول : جايگاه دلالات سه‌گانه

قبلا گذشت كه مفهوم ، همان مدلول جمله تركيبيه‌اى است كه به نحو لزوم بيّن بالمعنى الأخص ، لازمهء منطوق است و مقابل مفهوم ، منطوق است كه مدلول خود لفظ برطبق دلالت مطابقى است . و امّا برخى دلالت‌ها باقى مانده كه اصطلاحا نه داخل در مفهوم‌اند و نه داخل در منطوق مثل
هامش
( 1 ) - وصف كه منفصل از موصوف است ، به نظر مصنّف عليتى براى اعضاى حكم ندارد ، چه رسد به لقب كه منفصل از موصوف ذكر نمىشود و لذا اصلا دلالتى بر انحصار حكم ندارد . ( غ )